اصول یا باورهای بنیادینی که گروه طالبان بر اساس آنها شکل گرفته و حکومت میکنند، از ترکیبی از فقه سنتی حنفی، برداشت خاص آنها از شریعت اسلامی، سنتهای قبیلهای پشتون (پشتونوالی) و نگاههای ایدیولوژیک خاص طالبان تشکیل شده است.
طالبان ادعا میکنند که هدف اصلیشان، اجرای کامل احکام شریعت اسلامی است. این احکام بر اساس فقه حنفی سنتی تفسیر میشود، نه بر اساس اجتهادهای نوین یا مدلهای امروزی اسلامی.
در این چارچوب: حدود اسلامی (مانند سنگسار، قطع دست، قصاص) اجرا میشود. موسیقی، رقص، سینما، و بسیاری از مظاهر فرهنگ مدرن ممنوع است. تبلیغات سایر مذاهب (مانند شیعه یا تصوف) بهشدت محدود میشود.
طالبان باور دارند که دموکراسی، پارلمان، و رأیگیری در تضاد با “حاکمیت الهی” است. آنها حکومت را باید از سوی خدا دانسته و نه مردم.
در حکومت طالبان: چیزی بهنام انتخابات آزاد یا مشارکت سیاسی به سبک غربی وجود ندارد. رهبر (امیرالمومنین) توسط شورای طالبان یا حلقههای درونی تعیین میشود و مشروعیتش از “فقه و جهاد” میآید، نه مردم.
رهبر طالبان (اکنون هبتالله آخوندزاده) در رأس هرم قدرت قرار دارد و دستور او بالاتر از هر قانون یا شورا است. این ساختار، نوعی “ولایت فردی مطلق” است که حتی وزرا، قضات و فرماندهان باید بدون چونوچرا از او تبعیت کنند.
از اصول محوری طالبان، نگاه سنتی و سختگیرانه به نقش زن در جامعه است. زنان اجازه حضور در آموزش متوسطه و عالی، کار در ادارههای دولتی و سفر بدون محرم را ندارند. جداسازی کامل جنسیتی در فضاهای عمومی (حتی در بیمارستانها و دانشگاهها) و پوشش کامل زنان با برقع توصیه و گاه اجباری است.
طالبان خود را ادامهدهنده “جهاد علیه شوروی و سپس آمریکا” میدانند. جهاد برای آنها فقط جنگ فیزیکی نیست، بلکه یک اصل اعتقادی برای دفاع از اسلام بهشمار میرود.
در همین چارچوب: هر حکومتی که تحت حمایت غرب یا بر اساس قانون اساسی سکولار شکل گرفته باشد، از نظر طالبان «نامشروع» است. آنها حتی برخی گروههای اسلامی دیگر را به دلیل عدم تطابق با دیدگاه خود، طاغوت میدانند.
طالبان ادعا میکنند مستقل هستند و اجازه نمیدهند هیچ کشور خارجی در تصمیمگیریهایشان دخالت کند. با این حال، روابط آنها با سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (ISI) بسیار نزدیک و دیرینه بوده و بسیاری از اعضای ردهبالا در پاکستان آموزش دیدهاند یا پناه گرفتهاند.
طالبان دارای شوراهایی مانند “رهبری”، “قضایی”، و “علمای دینی” هستند، اما عملاً اکثر تصمیمها از سوی رهبر و حلقه نزدیک به او در قندهار گرفته میشود. شوراها اغلب برای مشروعیتبخشی یا تایید رسمی تصمیمات استفاده میشوند، نه تصمیمگیری واقعی.
رسانهها باید از ارزشهای شریعت پیروی کنند، وگرنه با تعطیلی یا بازداشت مواجه میشوند. روزنامهنگاران، فعالان زن، و سازمانهای مدنی اغلب به اتهام “فساد فکری یا ارتباط با غرب” بازداشت یا محدود میشوند. اینترنت کنترلشده، فیلتر گسترده و نظارت بر کاربران بهشدت در حال گسترش است.
اگرچه طالبان بر اسلامیبودن خود تاکید دارند، ولی برخی از تصمیمها و شیوههای حکومتداری آنها از سنت قبیلهای پشتونوالی (مانند انتقامگیری، احترام به بزرگتری، حل اختلاف قبیلهای) تأثیر گرفته است.
هر نوع آموزش مدرن که ارزشهای غربی، حقوق بشر، برابری جنسیتی، فلسفه یا علوم سیاسی را آموزش دهد، از نظر طالبان غیراسلامی تلقی میشود. بسیاری از مکاتب، دانشگاهها، و موسسات آموزش آزاد در حکومت طالبان تعطیل شدهاند یا سانسور میشوند.
اصول طالبان آمیزهای از اسلام سنتی، تفسیر فقهی محافظهکارانه، فرهنگ قبیلهای پشتون، و یک ایدیولوژی ضدغربی و ضدمدرن است. این اصول باعث شده ساختار حکومتی آنها بسته، سختگیر، مردسالار و بدون ظرفیت گفتوگو با جهان مدرن باقی بماند.
















Leave a Reply