تاریخچه پوشیدن برقع، جایگاه حجاب در قرآن کریم و بررسی اجبار حکومتی در اجرای حجاب از منظر شریعت اسلامی
موضوع حجاب یکی از مهمترین مباحث اجتماعی و فقهی در جهان اسلام است. در طول قرنهای گذشته، مسلمانان درباره حدود پوشش، فلسفه حجاب، شیوه اجرای حجاب و نقش حکومت در مسئله حجاب دیدگاههای گوناگونی داشتهاند. در سالهای اخیر نیز مسئله پوشش به یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث در کشورهای اسلامی تبدیل شده است
بسیاری از مردم میان حجاب و برقع تفاوتی قائل نمیشوند، در حالی که از نظر تاریخی و فقهی این دو مفهوم یکسان نیستند. پوشش یک اصل شرعی است که در قرآن کریم مورد اشاره قرار گرفته، اما برقع یکی از شکلهای خاص پوشش است که در برخی مناطق رواج یافته است
از سوی دیگر، این پرسش مطرح میشود که آیا حجاب به معنای پوشیدن برقع است؟ آیا قرآن کریم زنان را به پوشیدن برقع ملزم کرده است؟ آیا حکومت اسلامی میتواند پوشش را از طریق زور و اجبار اجرا کند؟ آیا برخورد خشن با زنان به بهانه پوشش در شریعت اسلام جایگاهی دارد؟ آیا لمس بدن زنان برای دستگیری آنان به دلیل رعایت نکردن حجاب در قرآن و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم تأیید شده است؟
برای پاسخ به این پرسشها باید به قرآن کریم، سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم، سیره صحابه، دیدگاه فقهای اسلامی و مقاصد کلی شریعت مراجعه کرد
حجاب در اسلام
واژه حجاب در لغت عربی به معنای پرده، مانع، پوشش و حائل است. در قرآن کریم واژه حجاب در معانی مختلفی به کار رفته است. اما آنچه امروزه به عنوان حجاب شناخته میشود، به مجموعهای از ضوابط پوشش و عفاف اسلامی اشاره دارد
پوشش در اسلام تنها یک قطعه لباس نیست. حجاب مجموعهای از رفتار، اخلاق، پوشش، گفتار و روابط اجتماعی است. قرآن کریم پیش از آنکه درباره حجاب زنان سخن بگوید، مردان را به کنترل نگاه و حفظ عفت دعوت میکند.
خداوند میفرماید
«قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ»
(نور: 30)
به مردان مؤمن بگو چشمهای خود را فرو گیرند و پاکدامنی خویش را حفظ کنند
سپس درباره پوشش زنان میفرماید
«وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ»
(نور: 31)
بنابراین پوشش بخشی از نظام اخلاقی اسلام است و مسئولیت حجاب تنها متوجه زنان نیست
تاریخچه برقع
برقع یکی از پوششهایی است که در بخشهایی از افغانستان، پاکستان و آسیای مرکزی رواج داشته است. بسیاری از پژوهشگران تاریخ معتقدند که برقع به شکل امروزی پیش از اسلام نیز در برخی مناطق وجود داشته است
در شبه جزیره عربستان زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم، زنان مسلمان عموماً برقع به شکل رایج امروزی افغانستان نمیپوشیدند. آنان از پوششهایی مانند خمار و جلباب استفاده میکردند
از این رو بسیاری از مورخان معتقدند برقع بیش از آنکه یک حکم شرعی مستقل باشد، یک نوع پوشش فرهنگی و منطقهای است
در طول تاریخ اسلام، میلیونها زن مسلمان در مصر، شام، اندلس، عراق، ترکیه، ایران، شمال آفریقا، اندونزی و مالزی زندگی کردهاند که دارای حجاب بودهاند اما برقع نپوشیدهاند
این واقعیت تاریخی نشان میدهد که حجاب و برقع دو مفهوم یکسان نیستند
آیا برقع در قرآن آمده است؟
پاسخ کوتاه این است: خیر
در هیچ آیهای از قرآن کریم واژه برقع به عنوان پوشش واجب زنان ذکر نشده است
قرآن درباره پوشش از واژههایی مانند «خمار» و «جلباب» استفاده میکند
خداوند میفرماید
«وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ»
(نور: 31)
«يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ»
(احزاب: 59)
این آیات بر اصل پوشش دلالت دارند اما شکل خاصی از پوشش را که الزاماً برقع باشد تعیین نمیکنند

آیا پوشیدن برقع واجب است؟
در میان فقهای مسلمان درباره پوشاندن صورت اختلاف نظر وجود دارد
برخی فقها پوشاندن صورت را واجب دانستهاند
برخی دیگر آن را مستحب یا فضیلت دانستهاند
اما حتی در میان فقهایی که پوشاندن صورت را لازم میدانند، برقع به شکل خاص رایج در افغانستان را واجب نمیشمارند
در نتیجه میتوان گفت که اکثریت فقهای اسلامی میان اصل حجاب و شکل خاص برقع تفاوت قائل هستند
بنابراین از منظر بسیاری از فقها، حجاب واجب است اما برقع تنها یکی از اشکال ممکن پوشش به شمار میرود
آیات قرآن درباره حجاب
مهمترین آیات مربوط به پوشش عبارتاند از
آیه اول
«قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ»
(نور: 30)
آیه دوم
«وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ»
(نور: 31)
آیه سوم
«وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ»
(نور: 31)
آیه چهارم
«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ»
(احزاب: 59)
این آیات پایههای قرآنی حجاب را تشکیل میدهند
آیا قرآن حجاب را با زور اجرا میکند؟
یکی از مهمترین پرسشها این است که آیا قرآن دستور داده است که پوشش با زور و اجبار اجرا شود؟
در قرآن آیات متعددی وجود دارد که بر اصل دعوت، حکمت و نصیحت تأکید میکنند
خداوند میفرماید
«ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ»
(نحل: 125)
با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن
همچنین میفرماید
«لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ»
(بقره: 256)
«در دین هیچ اکراهی نیست»
«أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ»
(یونس: 99)
آیا تو مردم را مجبور میکنی تا مؤمن شوند؟
این آیات نشان میدهد که روش اصلی قرآن در گسترش ارزشهای دینی بر پایه دعوت، آموزش، حکمت و اقناع است
پوشش و مقاصد شریعت
علمای اصول فقه بیان میکنند که اهداف اصلی شریعت عبارتاند از
حفظ دین
حفظ جان
حفظ عقل
حفظ مال
حفظ نسل و خانواده
اگر در اجرای یک حکم، جان انسانها در معرض خطر قرار گیرد یا کرامت آنان از بین برود، فقها درباره شیوه اجرا و تناسب آن بحث میکنند
در نتیجه بسیاری از اندیشمندان اسلامی تأکید میکنند که حجاب باید در چارچوب عدالت، رحمت و کرامت انسانی فهمیده شود
جایگاه کرامت زن در قرآن
خداوند میفرماید
«وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ»
(اسراء: 70)
تمام زنان و مردان مشمول این کرامت الهی هستند
اسلام زن را دارای شخصیت مستقل میداند و حقوق متعددی برای او قائل است
از این رو هرگونه رفتار تحقیرآمیز نسبت به زنان نیازمند بررسی دقیق در پرتو قرآن و سنت است
آیا برخورد خشن با زنان به دلیل پوشش در شریعت جایگاهی دارد؟
در قرآن کریم هیچ آیهای وجود ندارد که دستور دهد زنان به دلیل مسئله پوشش مورد ضرب و شتم قرار گیرند، شکنجه شوند یا بدون تشریفات قضایی به مکانهای نامعلوم منتقل شوند
برعکس، قرآن بر عدالت تأکید میکند
«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ»
(نحل: 90)
و میفرماید
«وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا»
(مائده: 8)
حتی نسبت به مخالفان و دشمنان نیز عدالت واجب دانسته شده است
در سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم نیز موارد فراوانی از مدارا، نصیحت و دعوت دیده میشود
مسئله لمس بدن زنان برای بازداشت
در فقه اسلامی اصل بر رعایت حرمت بدن انسان است
بسیاری از فقها تماس بدنی غیرضروری میان مرد نامحرم و زن نامحرم را جایز نمیدانند
از این رو هرگونه تماس فیزیکی باید بر اساس ضرورت واقعی، ضوابط قانونی و رعایت کرامت انسانی باشد
اگر فردی مرتکب جرمی شده باشد، رسیدگی به آن باید از طریق سازوکار قضایی عادلانه صورت گیرد
اما قرآن و سنت هیچ جا دستور ندادهاند که موضوع حجاب مجوز رفتار تحقیرآمیز یا تعرض به حرمت زنان باشد
آیا حجاب مهمتر از عدالت است؟
قرآن کریم هم به پوشش توجه دارد و هم به عدالت
هم به عفت توجه دارد و هم به حفظ جان انسانها
هم به اخلاق فردی توجه دارد و هم به حقوق اجتماعی
خداوند میفرماید
«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ»
و نیز میفرماید
«وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ»
بنابراین نمیتوان پوشش را از سایر ارزشهای قرآنی جدا کرد
قرآن کریم اصل حجاب را به عنوان بخشی از نظام عفاف و اخلاق اسلامی مورد تأیید قرار داده است و آیات سوره نور و احزاب از مهمترین مستندات قرآنی حجاب به شمار میروند. با این حال، قرآن کریم پوشیدن برقع را به عنوان شکل خاص و یگانه حجاب واجب نکرده است. برقع بیشتر یک نوع پوشش تاریخی و فرهنگی در برخی مناطق اسلامی بوده است
همچنین در قرآن آیهای وجود ندارد که اجرای حجاب را بر پایه خشونت، ضرب و شتم، تحقیر زنان، بازداشتهای خودسرانه یا انتقال افراد به مکانهای نامعلوم تجویز کند. قرآن در موضوع حجاب، همانند سایر آموزههای دینی، بر حکمت، موعظه نیکو، عدالت، کرامت انسانی و رعایت حقوق مردم تأکید دارد
از دیدگاه بسیاری از فقها و اندیشمندان اسلامی، حجاب یک حکم دینی است، اما اجرای هر حکم دینی باید در چارچوب عدالت، قانون، کرامت انسان، حفظ جان و اصول کلی شریعت انجام شود. به همین دلیل، میان اصل حجاب و شیوههای خشن یا تحقیرآمیز برای وادار کردن افراد به حجاب تفاوت اساسی وجود دارد. شریعت اسلامی تنها مجموعهای از احکام ظاهری نیست، بلکه نظامی مبتنی بر عدالت، رحمت، کرامت و هدایت انسانهاست و فهم مسئله حجاب نیز باید در همین چارچوب
صورت گیرد
آیا میتوان با زور و برخورد خشن در مورد حجاب امر به معروف کرد؟
یکی از موضوعاتی که در سالهای اخیر در بسیاری از جوامع اسلامی مورد بحث قرار گرفته، مسئله شیوه اجرای احکام اسلامی به ویژه موضوع حجاب است. کمتر کسی در میان مسلمانان درباره اصل اهمیت حجاب و عفت در اسلام تردید دارد، زیرا قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم بر پاکدامنی، حیا و رعایت حدود الهی تأکید فراوان کردهاند. اما پرسش اساسی این است که آیا میتوان برای اجرای حجاب از زور، خشونت، ضرب و شتم، تهدید، زندان و برخوردهای تحقیرآمیز استفاده کرد؟ آیا امر به معروف و نهی از منکر به معنای اعمال خشونت است؟ آیا قرآن کریم چنین روشی را تأیید کرده است؟
برای پاسخ به این پرسشها باید به منابع اصلی اسلام یعنی قرآن کریم و سنت نبوی مراجعه کرد. زیرا در اسلام نه تنها هدف مهم است، بلکه روش رسیدن به هدف نیز اهمیت دارد. همانگونه که نمیتوان برای تحقق عدالت از ظلم استفاده کرد، نمیتوان برای ترویج دین نیز از روشهایی استفاده کرد که با اصول قرآن و اخلاق اسلامی ناسازگار باشد
مفهوم امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر از مهمترین آموزههای اسلامی است
خداوند میفرماید
«وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ»
(آل عمران: 104)
«باید از میان شما گروهی باشند که مردم را به خیر دعوت کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند »
همچنین میفرماید
«كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ»
(آل عمران: 110)
بنابراین اصل امر به معروف و نهی از منکر یکی از وظایف مهم مسلمانان است
اما نکته مهم آن است که قرآن فقط به اصل امر به معروف اشاره نکرده، بلکه روش دعوت را نیز مشخص کرده است
روش قرآن در دعوت دینی
قرآن کریم میفرماید
«ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ»
(نحل: 125)
«با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن »
در این آیه سه اصل اساسی دیده میشود
حکمت
موعظه نیکو
گفتوگوی محترمانه
هیچ اشارهای به خشونت، تحقیر، شکنجه یا ضرب و شتم وجود ندارد
اگر خداوند میخواست خشونت ابزار اصلی دعوت باشد، در این آیه به آن اشاره میکرد؛ در حالی که قرآن بر حکمت و اخلاق تأکید میکند
سیره پیامبر در دعوت مردم
پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم بهترین الگوی اجرای احکام اسلامی بود
خداوند درباره ایشان میفرماید
«فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ»
(آل عمران: 159)
«به سبب رحمت الهی با مردم نرمخو شدی »
سپس خداوند میفرماید:
«وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ»
«اگر تندخو و سختدل بودی مردم از اطراف تو پراکنده میشدند »
این آیه اهمیت فوقالعادهای دارد
خداوند موفقیت دعوت پیامبر را نتیجه مهربانی، صبر و اخلاق میداند نه خشونت
آیا پیامبر مردم را با زور مؤمن ساخت؟
قرآن کریم خطاب به پیامبر میفرماید:
«أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ»
(یونس: 99)
«آیا تو مردم را مجبور میکنی تا مؤمن شوند؟»
و نیز میفرماید
«لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ»
(بقره: 256)
«در دین هیچ اکراهی نیست»
این آیات نشان میدهد که ایمان واقعی با اجبار حاصل نمیشود
هرچند میان علما درباره محدوده کاربرد این آیات بحثهایی وجود دارد، اما تقریباً همه اتفاق نظر دارند که اصل دعوت دینی بر اقناع و هدایت استوار است
جایگاه حجاب در قرآن
قرآن کریم درباره حجاب میفرماید
«وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ»
(نور: 31)
«يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ»
(احزاب: 59)
این آیات نشان میدهد که حجاب بخشی از آموزههای اسلامی است
اما سؤال این است که قرآن درباره شیوه اجرای حجاب چه میگوید؟
در هیچ آیهای از قرآن دستور داده نشده است که زنان به خاطر رعایت نکردن حجاب مورد ضرب و شتم قرار گیرند
در هیچ آیهای نیامده است که زنان به دلیل مسئله حجاب بدون تشریفات قضایی زندانی شوند
در هیچ آیهای نیامده است که برای رعایت حجاب از خشونت فیزیکی استفاده شود
تفاوت میان دعوت و اجبار
یکی از مهمترین تفاوتهایی که باید مورد توجه قرار گیرد، تفاوت میان دعوت و اجبار است
دعوت یعنی
آموزش
نصیحت
آگاهیبخشی
تشویق
الگوسازی
اما اجبار خشن شامل
تهدید
تحقیر
ضرب و شتم
ارعاب
خشونت
است
قرآن روش اول را تأیید میکند و روش دوم را به عنوان شیوه اصلی دعوت دینی مطرح نمیکند
حرمت ظلم در قرآن
خداوند میفرماید
«إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ»
(آل عمران: 57)
«خداوند ستمگران را دوست ندارد»
همچنین میفرماید
«وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا»
(مائده: 8)
«دشمنی با گروهی شما را از عدالت دور نکند»
اگر حتی در برابر دشمنان رعایت عدالت واجب است، به طریق اولی درباره زنان مسلمان و افراد عادی جامعه نیز رعایت عدالت واجب خواهد بود
کرامت زن در قرآن
خداوند میفرماید
«وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ»
(اسراء: 70)
ترجمه
«ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم»
زن نیز از همین کرامت انسانی برخوردار است
بنابراین امر به معروف نباید به تحقیر شخصیت زنان منجر شود
نهی از منکر و رعایت مصلحت
فقهای اسلامی در بحث امر به معروف و نهی از منکر شرایط متعددی را ذکر کردهاند
از جمله
احتمال تأثیر
نبودن ضرر بزرگتر
رعایت عدالت
رعایت حکمت
جلوگیری از فساد بیشتر
بسیاری از فقها تصریح کردهاند که اگر شیوه برخورد باعث ایجاد منکر بزرگتری شود، آن روش مشروع نخواهد بود
نگاه امام غزالی
امام ابوحامد غزالی در احیاء علوم الدین بیان میکند که هدف از امر به معروف اصلاح جامعه است، نه انتقام گرفتن از مردم
وی بر رعایت تدریج، اخلاق و حکمت تأکید میکند
سیره امام علی علیه السلام
در گزارشهای تاریخی مربوط به حکومت امام علی علیه السلام، عدالت، نصیحت و آگاهیبخشی جایگاه ویژهای دارد
امام علی بارها کارگزاران خود را از ظلم نسبت به مردم برحذر میداشت
در نامه معروف به مالک اشتر میفرماید
«مردم یا برادر دینی تو هستند یا همانند تو در آفرینش»
این سخن نشاندهنده نگاه کرامتمحور در حکومت اسلامی است
آیا هدف وسیله را توجیه میکند؟
در منطق اسلامی پاسخ منفی است
نمیتوان برای اجرای یک حکم شرعی از روشهای غیرشرعی استفاده کرد
همانگونه که نمیتوان برای مبارزه با دروغ دروغ گفت، نمیتوان برای ترویج عفت از ظلم و خشونت استفاده کرد
آثار منفی خشونت در امر به معروف
تجربه تاریخی نشان داده است که خشونت غالباً نتایج زیر را به دنبال دارد
افزایش نفرت از دین
کاهش اعتماد عمومی
دور شدن جوانان از آموزههای دینی
ایجاد نفاق اجتماعی
گسترش ترس به جای ایمان
در حالی که قرآن به دنبال ایمان آگاهانه و از روی اختیار است
عدالت در کنار حجاب
قرآن فقط درباره حجاب سخن نگفته است
بلکه بارها درباره عدالت نیز سخن گفته است
«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ»
(نحل: 90)
همچنین درباره حفظ جان انسانها میفرماید
«وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ»
(اسراء: 33)
و درباره کرامت انسان میفرماید
«وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ»
(اسراء: 70)
بنابراین فهم مسئله حجاب باید در کنار این اصول بنیادین انجام شود
از دیدگاه قرآن کریم، امر به معروف و نهی از منکر یکی از وظایف مهم مسلمانان است و حجاب نیز بخشی از تعالیم اسلامی به شمار میرود. اما قرآن برای دعوت به ارزشهای دینی، روشهایی همچون حکمت، موعظه نیکو، گفتوگوی محترمانه، صبر و اخلاق را معرفی میکند
در قرآن آیهای وجود ندارد که خشونت، ضرب و شتم، تحقیر، شکنجه یا رفتارهای غیرانسانی را به عنوان روش اصلی اجرای حجاب معرفی کند. برعکس، قرآن بر عدالت، رحمت، کرامت انسان، پرهیز از ظلم و رعایت حقوق مردم تأکید فراوان دارد
بنابراین بسیاری از اندیشمندان اسلامی معتقدند که میان اصل حجاب و شیوه اجرای آن باید تفاوت قائل شد. اصل حجاب از آموزههای اسلامی است، اما دعوت به حجاب باید در چارچوب حکمت، عدالت، احترام به انسانها و اخلاق اسلامی صورت گیرد؛ زیرا هدف نهایی اسلام تنها رعایت ظاهری احکام نیست، بلکه تربیت انسانهای مؤمن، آگاه و دارای اخلاق نیکو است












Leave a Reply