موضوع آموزش زنان در افغانستان در سالهای اخیر به یکی از مهمترین مباحث دینی، اجتماعی و حقوقی تبدیل شده است. اظهارات اخیر دینمحمد، رئیس شورای علمای طالبان در کابل، مبنی بر اینکه زنان باید بیشتر به فراگیری احکام حیض، حقوق همسر و فرزندان و امور خانهداری بپردازند و نیازی به فراگیری علوم نوین ندارند، بار دیگر این پرسش بنیادین را مطرح ساخته است که نگاه قرآن کریم به علم، آموزش و جایگاه زنان در فرآیند یادگیری چیست؟ آیا قرآن میان زن و مرد در حق دسترسی به دانش تفاوتی قائل شده است؟ آیا علم در نگاه قرآن تنها به علوم شرعی محدود میشود یا شامل همه دانشی است که به رشد انسان و آبادانی جامعه کمک میکند؟
برای پاسخ به این پرسشها باید پیش از هر چیز به خود قرآن رجوع کرد. نخستین آیات نازلشده بر پیامبر اسلام نه درباره عبادات فردی، بلکه درباره خواندن، آموزش و دانش است
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ … الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ(علق: ۱-۵)
این آیات نشان میدهد که اساس رسالت اسلامی با خواندن، نوشتن و آموختن پیوند خورده است. خداوند نه تنها انسان را به خواندن فرمان میدهد، بلکه از «قلم» به عنوان ابزار انتقال دانش یاد میکند و آموزش را یکی از بزرگترین نعمتهای الهی معرفی مینماید
قرآن در آیهای دیگر میان دانایان و نادانان تفاوتی بنیادین قائل میشود و میپرسد
قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ (زمر: ۹)
این پرسش در حقیقت تأکیدی بر برتری علم و آگاهی بر جهل و نادانی است. همچنین خداوند به پیامبر اسلام دستور میدهد که همواره خواهان افزایش دانش باشد
وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا (طه: ۱۱۴)
نکته قابل توجه آن است که در سراسر قرآن، هیچ دستور مشابهی برای درخواست افزایش ثروت، قدرت یا مقام وجود ندارد، اما افزایش علم و دانش به عنوان خواستهای مشروع و ارزشمند مطرح شده است
قرآن همچنین جایگاه صاحبان دانش را بسیار والا میداند
يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ (مجادله: ۱۱)
و در آیهای دیگر، اهل علم را در کنار فرشتگان به عنوان گواهان یگانگی خداوند معرفی میکند
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ (آل عمران: ۱۸)
در منطق قرآن، علم تنها به حفظ برخی احکام محدود نمیشود، بلکه با تعقل، تفکر، تدبر و شناخت جهان پیوند خورده است. دهها آیه انسان را به اندیشیدن درباره آفرینش آسمانها و زمین دعوت میکند
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ … لَآيَاتٍ لِّأُولِي الْأَلْبَابِ (آل عمران: ۱۹۰)
و میپرسد
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ (محمد: ۲۴)
أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنفُسِهِمْ (روم: ۸)
أَفَلَا تَعْقِلُونَ (در آیات متعدد)
این دعوت گسترده به تفکر و تعقل نشان میدهد که اسلام خواهان شکلگیری جامعهای آگاه، پژوهشگر و اندیشمند است، نه جامعهای که اعضای آن از پرسشگری و شناخت محروم باشند.
افزون بر این، قرآن انسان را موجودی دارای توانایی یادگیری معرفی میکند. در داستان آفرینش آدم آمده است:
وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا (بقره: ۳۱)
یعنی خداوند توان شناخت، نامگذاری و یادگیری را در ذات انسان قرار داده است. همچنین قرآن به کسانی که نمیدانند توصیه میکند از اهل دانش پرسش کنند
فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (نحل: ۴۳؛ انبیاء: ۷)
از سوی دیگر، قرآن در هیچ آیهای علم را به مردان اختصاص نداده و هیچ ممنوعیتی برای آموزش زنان وضع نکرده است. برعکس، هنگامی که از ایمان، عمل صالح، مسئولیتهای دینی و پاداش الهی سخن میگوید، زنان و مردان را در کنار یکدیگر قرار میدهد
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً (نحل: ۹۷)
بنابراین، هرگونه بحث درباره آموزش زنان باید در پرتو این آموزههای قرآنی مورد بررسی قرار گیرد. هنگامی که قرآن خواندن را آغاز رسالت، علم را مایه برتری، دانشمندان را صاحبان درجات والا، و تفکر و تعقل را از ویژگیهای مؤمنان میداند، این پرسش مطرح میشود که آیا محدود کردن زنان به آموزش برخی مسائل خاص و محروم ساختن آنان از علوم جدید با روح کلی قرآن و اهداف تمدنی اسلام سازگار است؟
مقاله حاضر با تکیه بر همین مبانی قرآنی و با بررسی ابعاد دینی، تاریخی، اجتماعی و توسعهای موضوع، به تحلیل دیدگاههای محدودکننده درباره آموزش زنان در افغانستان میپردازد و پیامدهای چنین نگرشی را برای جامعه، دین و آینده کشور مورد ارزیابی قرار میدهد
اظهارات اخیر دینمحمد، رئیس شورای علمای طالبان در کابل، درباره آموزش زنان و دختران بار دیگر بحث گستردهای را پیرامون جایگاه زنان در جامعه افغانستان و حق آنان برای دسترسی به آموزش برانگیخته است. وی در سخنان خود تأکید کرده است که زنان بیشتر باید به فراگیری موضوعاتی مانند احکام مربوط به حیض، حقوق همسر و فرزندان و امور خانهداری بپردازند و نیاز زنان به فراگیری علوم نوین را مورد پرسش قرار داده و آن را موضوعی غیرضروری یا ناروا معرفی کرده است. از نگاه او، علوم شرعی برای زنان فرض است و اولویت اصلی آموزش زنان باید در همین حوزهها تعریف شود
این سخنان در شرایطی مطرح میشود که میلیونها دختر و زن افغان همچنان با محدودیتهای گسترده آموزشی روبهرو هستند. در سالهای اخیر، دسترسی دختران به آموزش متوسطه و عالی بهشدت محدود شده و بسیاری از آنان از حضور در مکاتب، دانشگاهها و مراکز آموزشی محروم ماندهاند. این وضعیت نهتنها نگرانی نهادهای حقوق بشری و سازمانهای بینالمللی را برانگیخته، بلکه در میان بسیاری از عالمان دینی، اندیشمندان مسلمان و شهروندان افغانستان نیز واکنشهای گستردهای ایجاد کرده است
مسئله آموزش زنان تنها یک موضوع آموزشی نیست؛ بلکه با حقوق انسانی، توسعه اقتصادی، سلامت عمومی، ثبات اجتماعی، عدالت جنسیتی و حتی فهم دینی از جایگاه زن در جامعه ارتباط مستقیم دارد. هرگونه محدودسازی آموزش زنان پیامدهایی فراتر از محرومیت فردی دارد و میتواند آینده یک ملت را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو، بررسی انتقادی چنین دیدگاههایی و تحلیل آثار آنها بر جامعه افغانستان اهمیت ویژهای پیدا میکند
این مقاله میکوشد با نگاهی تحلیلی، ابعاد مختلف این مسئله را بررسی کند؛ از دیدگاههای دینی و تاریخی درباره آموزش زنان گرفته تا پیامدهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی محرومیت آموزشی زنان در افغانستان. همچنین تلاش خواهد شد نشان داده شود که چگونه آموزش زنان نهتنها با آموزههای اصیل اسلامی در تعارض نیست، بلکه در بسیاری از موارد یکی از الزامات پیشرفت جوامع مسلمان محسوب میشود
جایگاه آموزش در اسلام
یکی از مهمترین نکاتی که در بحث آموزش زنان باید مورد توجه قرار گیرد، جایگاه علم و دانش در اسلام است. اسلام از نخستین روزهای ظهور خود بر اهمیت علم تأکید فراوان داشته است. نخستین آیات نازلشده بر پیامبر اسلام با فرمان «اقرأ» آغاز میشود؛ فرمانی که نشاندهنده اهمیت خواندن، یادگیری و شناخت است
در متون اسلامی، علم محدود به حوزه خاصی تعریف نشده است. هر دانشی که بتواند به بهبود زندگی انسانها، رفع مشکلات جامعه و گسترش معرفت کمک کند، مورد توجه قرار گرفته است. در طول تاریخ تمدن اسلامی نیز دانشمندان مسلمان در حوزههای گوناگون مانند پزشکی، ریاضیات، نجوم، فلسفه، مهندسی و علوم طبیعی فعالیت داشتهاند
اگر علم تنها به احکام شرعی محدود میشد، هرگز شاهد ظهور شخصیتهایی مانند ابنسینا، فارابی، خوارزمی، زکریای رازی و دهها دانشمند برجسته دیگر در تمدن اسلامی نبودیم. این واقعیت تاریخی نشان میدهد که مسلمانان در دورههای شکوفایی تمدنی خود، علم را مفهومی گسترده و چندبعدی میدانستند
از سوی دیگر، بسیاری از احادیث اسلامی نیز طلب علم را برای همه مسلمانان ضروری معرفی کردهاند. در این متون، میان زن و مرد تفکیک صریحی در اصل آموزش دیده نمیشود. در نتیجه، محدود کردن آموزش زنان به چند حوزه خاص و محروم ساختن آنان از علوم جدید، نیازمند استدلالی بسیار قویتر از آن چیزی است که معمولاً ارائه میشود
زنان دانشمند در تاریخ اسلام
یکی از مهمترین پاسخها به دیدگاههای محدودکننده درباره آموزش زنان، مطالعه تاریخ اسلام است. در طول قرون مختلف، زنان مسلمان فراوانی در عرصههای علمی و فکری نقشآفرینی کردهاند
حضرت عایشه، همسر پیامبر اسلام، یکی از برجستهترین نمونههاست. او نهتنها در مسائل فقهی و دینی صاحبنظر بود، بلکه بسیاری از صحابه برای فراگیری احکام و معارف اسلامی به او مراجعه میکردند. عایشه در نقل حدیث، تفسیر قرآن و ارائه دیدگاههای فقهی نقش مهمی ایفا کرد
در دورههای بعدی نیز زنان بسیاری در مراکز علمی جهان اسلام حضور داشتند. پژوهشگران تاریخ اسلام از صدها زن محدث، فقیه، معلم و دانشمند نام بردهاند که در شهرهایی مانند بغداد، دمشق، قاهره، مدینه و اندلس فعالیت میکردند
برخی از آنان به تدریس در مساجد و مراکز علمی میپرداختند و شاگردان مرد نیز در کلاسهایشان حضور داشتند. این واقعیت تاریخی نشان میدهد که مشارکت زنان در عرصه دانش پدیدهای بیگانه با سنت اسلامی نبوده است
بنابراین، ادعای اینکه زنان تنها باید در چارچوب امور خانهداری یا مسائل محدود خانوادگی آموزش ببینند، با بخش مهمی از تجربه تاریخی جهان اسلام سازگار نیست
مفهوم علوم نوین و ضرورت آنها
در دنیای معاصر، علوم نوین بخش جداییناپذیر زندگی بشر هستند. پزشکی، مهندسی، فناوری اطلاعات، علوم اجتماعی، اقتصاد، روانشناسی، آموزش و دهها رشته دیگر نقش اساسی در اداره جوامع دارند
اگر زنان از این علوم محروم شوند، در واقع نیمی از ظرفیت انسانی جامعه کنار گذاشته میشود. کشوری که زنان آن امکان تحصیل در رشتههای پزشکی را نداشته باشند، چگونه میتواند نیازهای درمانی زنان را تأمین کند؟ جامعهای که زنانش از آموزشهای تخصصی محروم باشند، چگونه میتواند از ظرفیت آنان در توسعه اقتصادی بهره ببرد؟
در بسیاری از کشورهای مسلمان، زنان به پزشک، استاد دانشگاه، مهندس، پژوهشگر، قاضی، مدیر و کارآفرین تبدیل شدهاند. این حضور نهتنها به جامعه آسیب نرسانده، بلکه موجب رشد و پیشرفت آن شده است
علوم نوین تنها مجموعهای از دانشهای غربی نیستند؛ بلکه ابزارهایی برای حل مشکلات واقعی انسانها هستند. واکسن، جراحی، فناوری ارتباطات، کشاورزی مدرن و مدیریت منابع آب همگی محصول علوم جدید هستند. محروم کردن زنان از دسترسی به این علوم، در عمل به معنای محروم کردن جامعه از تواناییهای گسترده آنان است
آموزش زنان و توسعه اقتصادی
یکی از مهمترین آثار آموزش زنان، تأثیر آن بر توسعه اقتصادی است. مطالعات متعدد نشان دادهاند که افزایش سطح تحصیلات زنان با رشد اقتصادی رابطه مستقیم دارد
زنان تحصیلکرده فرصت بیشتری برای ورود به بازار کار پیدا میکنند. آنان میتوانند کسبوکار ایجاد کنند، در بخشهای مختلف اقتصادی فعالیت داشته باشند و درآمد خانواده را افزایش دهند. در نتیجه، فقر کاهش مییابد و سطح رفاه عمومی ارتقا پیدا میکند
افغانستان طی دهههای گذشته با چالشهای جدی اقتصادی مواجه بوده است. نرخ بیکاری بالا، فقر گسترده و وابستگی به کمکهای خارجی از جمله مشکلات این کشور به شمار میرود. در چنین شرایطی، حذف زنان از چرخه آموزش و اشتغال میتواند این مشکلات را تشدید کند
اقتصاد مدرن بر پایه سرمایه انسانی بنا شده است. سرمایه انسانی یعنی دانش، مهارت و توانایی افراد. هرچه تعداد افراد آموزشدیده بیشتر باشد، ظرفیت تولید و نوآوری نیز افزایش مییابد. بنابراین، محرومیت زنان از آموزش در واقع به معنای کاهش سرمایه انسانی کشور است
نقش آموزش زنان در سلامت جامعه
یکی دیگر از ابعاد مهم آموزش زنان، تأثیر آن بر سلامت عمومی است. تحقیقات جهانی نشان میدهد که زنان تحصیلکرده معمولاً آگاهی بیشتری درباره بهداشت، تغذیه، واکسیناسیون و مراقبتهای پزشکی دارند
مادران باسواد بهتر میتوانند از سلامت فرزندان خود مراقبت کنند. آنان احتمال بیشتری دارد که کودکان خود را واکسینه کنند، از خدمات درمانی استفاده نمایند و نسبت به علائم بیماری حساس باشند
در بسیاری از مناطق محروم، زنان نخستین مراقبان سلامت خانواده هستند. هرچه سطح آگاهی آنان بالاتر باشد، وضعیت سلامت خانواده نیز بهتر خواهد شد
همچنین حضور پزشکان، پرستاران و متخصصان زن برای بسیاری از جوامع سنتی اهمیت ویژهای دارد. اگر زنان امکان تحصیل در رشتههای پزشکی را نداشته باشند، دسترسی زنان دیگر به خدمات درمانی نیز محدود خواهد شد
آموزش زنان و تربیت نسل آینده
یکی از تناقضهای مهم در دیدگاههای محدودکننده این است که از یک سو بر نقش مادری تأکید میشود و از سوی دیگر، آموزش زنان محدود میگردد
اگر زنان مسئول تربیت نسل آینده هستند، چگونه میتوان انتظار داشت بدون دسترسی گسترده به دانش و آموزش، این وظیفه را به بهترین شکل انجام دهند؟
مادران نخستین آموزگاران کودکان هستند. سطح دانش و آگاهی آنان تأثیر مستقیمی بر رشد فکری و شخصیتی فرزندان دارد. خانوادهای که در آن مادر از آموزش مناسب برخوردار باشد، معمولاً محیط مساعدتری برای یادگیری کودکان فراهم میکند
بنابراین، حتی اگر کسی از منظر نقش خانوادگی به مسئله نگاه کند، باز هم آموزش زنان اهمیت اساسی پیدا میکند
پیامدهای اجتماعی محرومیت آموزشی زنان
محرومیت آموزشی زنان پیامدهای گسترده اجتماعی به همراه دارد. افزایش وابستگی اقتصادی، کاهش مشارکت اجتماعی، محدود شدن فرصتهای فردی و تشدید نابرابری جنسیتی از جمله این پیامدها هستند
زنی که امکان تحصیل ندارد، معمولاً فرصت کمتری برای اشتغال و استقلال اقتصادی خواهد داشت. این وابستگی میتواند آسیبپذیری او را در برابر مشکلات خانوادگی و اجتماعی افزایش دهد
همچنین حذف زنان از عرصههای علمی و فرهنگی باعث میشود دیدگاهها و تجربیات نیمی از جامعه در فرایند تصمیمگیری نادیده گرفته شود
جامعهای که زنان در آن حضور فعال نداشته باشند، از تنوع فکری و ظرفیتهای گسترده انسانی محروم خواهد شد
تأثیر محدودیتهای آموزشی بر روان دختران
دخترانی که سالها برای تحصیل تلاش کردهاند و ناگهان از ادامه آموزش محروم میشوند، با آسیبهای روانی قابل توجهی مواجه میشوند
احساس ناامیدی، افسردگی، اضطراب، کاهش اعتمادبهنفس و نگرانی درباره آینده از جمله پیامدهای رایج چنین شرایطی است
بسیاری از دختران افغان رؤیای پزشک شدن، معلم شدن، مهندس شدن یا فعالیت در حوزههای مختلف علمی را در سر داشتهاند. بسته شدن مسیر آموزش میتواند این آرزوها را به شدت تحت تأثیر قرار دهد
در بلندمدت، این وضعیت ممکن است احساس بیانگیزگی و سرخوردگی اجتماعی را در میان نسل جوان افزایش دهد
تجربه کشورهای مسلمان دیگر
بررسی تجربه کشورهای مسلمان نشان میدهد که آموزش زنان و حفظ هویت اسلامی الزاماً در تعارض با یکدیگر نیستند
در کشورهای مختلف اسلامی، میلیونها زن در دانشگاهها تحصیل میکنند و در عین حال به ارزشهای دینی و فرهنگی خود پایبند هستند
کشورهایی مانند مالزی، اندونزی، ترکیه، قطر، امارات، اردن و بسیاری دیگر نمونههایی هستند که در آنها زنان در حوزههای علمی و تخصصی حضور گسترده دارند
این کشورها نشان دادهاند که میتوان میان آموزههای دینی و نیازهای دنیای معاصر توازن برقرار کرد
مسئله عدالت و برابری فرصتها
یکی از اصول مهم در هر جامعه، برابری فرصتهاست. برابری فرصتها به این معنا نیست که همه افراد دقیقاً مسیر یکسانی را طی کنند، بلکه به این معناست که افراد بتوانند بر اساس استعدادها و علاقههای خود انتخاب کنند
زمانی که دختران از حق انتخاب در زمینه تحصیل محروم میشوند، این اصل زیر سؤال میرود
برخی زنان ممکن است علاقهمند به علوم دینی باشند و برخی دیگر به پزشکی، مهندسی، هنر یا علوم اجتماعی گرایش داشته باشند. محدود کردن همه زنان به یک الگوی واحد آموزشی، نادیده گرفتن تنوع استعدادها و تواناییهای انسانی است
آموزش زنان و آینده افغانستان
افغانستان کشوری جوان است و بخش بزرگی از جمعیت آن را نوجوانان و جوانان تشکیل میدهند. آینده این کشور تا حد زیادی به کیفیت آموزش نسل جدید وابسته است
اگر نیمی از جمعیت کشور از آموزش مناسب محروم شوند، دستیابی به توسعه پایدار دشوار خواهد بود
چالشهایی مانند فقر، بیکاری، تغییرات اقلیمی، بحران آب، سلامت عمومی و توسعه زیرساختها نیازمند نیروی انسانی متخصص هستند. زنان میتوانند نقش مهمی در حل این مشکلات ایفا کنند
نادیده گرفتن این ظرفیت عظیم، به معنای از دست دادن فرصتهای مهم برای پیشرفت کشور خواهد بود
نقد نگاه تقلیلگرایانه به نقش زنان
یکی از مشکلات اصلی برخی دیدگاههای سنتی، تقلیل نقش زنان به مجموعهای محدود از وظایف خانگی است
بیتردید خانواده و مادری نقشهای ارزشمند و مهمی هستند، اما هویت زنان را نمیتوان تنها به این نقشها محدود کرد
زنان همانند مردان دارای استعدادها، علایق و تواناییهای متنوع هستند. برخی در علوم، برخی در هنر، برخی در مدیریت و برخی در فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی توانمندند
جامعهای که این ظرفیتها را نادیده بگیرد، در واقع بخشی از توان انسانی خود را از دست میدهد
ضرورت گفتوگوی دینی و اجتماعی
برای حل چالش آموزش زنان در افغانستان، نیاز به گفتوگویی گسترده میان عالمان دینی، دانشگاهیان، فعالان اجتماعی و سیاستگذاران وجود دارد
این گفتوگو باید بر پایه احترام متقابل، استدلال علمی و توجه به نیازهای واقعی جامعه شکل بگیرد
اسلام دینی پویا و تمدنساز بوده است و در طول تاریخ توانسته خود را با شرایط گوناگون سازگار کند. بسیاری از اندیشمندان مسلمان معتقدند که میتوان میان ارزشهای دینی و ضرورتهای آموزشی عصر جدید هماهنگی ایجاد کرد
بنابراین، مسئله آموزش زنان نباید به تقابل میان دین و مدرنیته تقلیل یابد؛ بلکه باید راهحلهایی جستوجو شود که هم کرامت انسانی زنان را حفظ کند و هم نیازهای جامعه را پاسخ دهد
نتیجهگیری
اظهارات دینمحمد، رئیس شورای علمای طالبان در کابل، درباره محدود کردن آموزش زنان به حوزههایی مانند احکام حیض، حقوق همسر و فرزندان و امور خانهداری، بازتابدهنده دیدگاهی است که نقش زنان را در چارچوبی محدود تعریف میکند. هرچند آموزش علوم دینی برای بسیاری از زنان و مردان مسلمان ارزشمند و مهم است، اما محدود کردن زنان به این حوزهها و نادیده گرفتن ضرورت علوم نوین با نیازهای جامعه معاصر و بخش مهمی از تجربه تاریخی جهان اسلام سازگار نیست
آموزش زنان تنها یک حق فردی نیست؛ بلکه عاملی کلیدی برای توسعه اقتصادی، سلامت عمومی، کاهش فقر، ارتقای کیفیت زندگی خانوادهها و پیشرفت ملی به شمار میرود. تاریخ اسلام نیز نشان میدهد که زنان در عرصههای علمی و فکری نقش فعالی داشتهاند و مشارکت آنان در دانشاندوزی امری بیگانه با سنت اسلامی نبوده است
افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری به سرمایه انسانی نیاز دارد. زنان نیمی از این سرمایه هستند. محروم کردن آنان از آموزش نهتنها بر زندگی فردی میلیونها زن و دختر تأثیر میگذارد، بلکه آینده کشور را نیز تحت تأثیر قرار میدهد
جامعهای که به همه اعضای خود فرصت یادگیری، رشد و شکوفایی بدهد، شانس بیشتری برای دستیابی به ثبات، رفاه و توسعه خواهد داشت. از این رو، آموزش زنان باید نه بهعنوان یک امتیاز، بلکه بهعنوان یک ضرورت انسانی، اجتماعی و ملی مورد توجه قرار گیرد؛ ضرورتی که آینده افغانستان تا حد زیادی به آن وابسته است












Leave a Reply