در سالهای اخیر، موضوع بازگشت مهاجران افغان از کشورهای همسایه، بهویژه ایران، به یکی از چالشبرانگیزترین موضوعات منطقهای و بینالمللی بدل شده است. کمیشنری عالی سازمان ملل متحد در امور مهاجران در تازهترین گزارش خود هشدار داده است که این روند، چه در قالب اخراج اجباری و چه بازگشت داوطلبانه، به طور جدی «وضعیت شکننده» افغانستان را بیثبات میکند. این مقاله به بررسی ریشههای بحران، نقش ایران، تأثیرات بازگشت اجباری، و وظایف جامعه جهانی در قبال بازگشت مهاجران میپردازد
افغانستان برای بیش از چهار دهه صحنه جنگ، ناامنی، خشونت، فقر و بیثباتی سیاسی بوده است. از تجاوز شوروی در سال ۱۹۷۹ گرفته تا بازگشت طالبان در سال ۲۰۲۱، میلیونها افغان ناچار به ترک کشور شدهاند. ایران به عنوان یکی از مقاصد سنتی مهاجرت، میزبان میلیونها پناهجوی افغان بوده است. اما در سالهای اخیر، همزمان با بحران اقتصادی در ایران، فشارهای اجتماعی و سیاسی بر مهاجران افغان افزایش یافته است
از اواخر ۲۰۲۳ تاکنون، سیاستهای مهاجرتی جمهوری اسلامی ایران سختگیرانهتر شده است. مهاجرانی که فاقد اسناد قانونی هستند، به سرعت بازداشت و به افغانستان بازگردانده میشوند. حتی بسیاری از افرادی که سالها در ایران زندگی کردهاند نیز مشمول این اقدامات میشوند. طبق آمارهای رسمی و غیررسمی، روزانه هزاران نفر از طریق مرزهای اسلامقلعه و میلک به افغانستان بازگردانده میشوند
این بازگشت مهاجران اغلب بهگونهای ناگهانی، بدون آمادگی، و با محرومیت از حقوق انسانی صورت میگیرد. افراد بدون وسایل زندگی، پول، یا سرپناه، وارد کشوری میشوند که درگیر بحران اقتصادی و سیاسی شدیدی است
گزارش کمیشنری عالی سازمان ملل
در گزارش اخیر UNHCR آمده است که بازگشت مهاجران در مقیاس کنونی، افغانستان را با خطرات امنیتی، اجتماعی و اقتصادی مواجه میسازد. در حالی که ظرفیت جذب و ادغام این افراد در افغانستان وجود ندارد، اخراجهای گسترده میتواند به گسترش بیثباتی، افزایش بیکاری، فشار بر زیرساختهای ضعیف، و گسترش فقر منجر شود
وضعیت مهاجران بازگشتی
آنچه این روند را بغرنجتر میسازد، نبود حمایت ساختاری برای مهاجران بازگشتی است. بسیاری از آنها هیچگونه رابطهای با مناطق فعلی افغانستان ندارند و حتی بعضی متولد ایران هستند. در جریان بازگشت مهاجران، شمار زیادی از کودکان از آموزش باز میمانند، زنان با خطر خشونتهای جنسیتی مواجهاند، و خانوادهها بیخانمان میشوند
اثرات اقتصادی و اجتماعی
بازگشت مهاجران در این حجم بزرگ، فشار سنگینی بر اقتصاد شکننده افغانستان وارد میکند. با وجود آنکه نهادهای بینالمللی کمکهایی را برای حمایت از بازگشتیها اختصاص دادهاند، اما این حمایتها به هیچوجه کافی نیست. بازار کار افغانستان کشش جذب این افراد را ندارد و این موضوع به تشدید بیکاری دامن میزند
چالشهای حقوق بشری
مسیله بازگشت مهاجران تنها جنبه سیاسی یا اقتصادی ندارد، بلکه یک بحران جدی حقوق بشری نیز هست. اخراجهای بدون طی مراحل قضایی، بازداشت خودسرانه، و رفتارهای غیرانسانی با مهاجران در ایران نقض آشکار قوانین بینالمللی مهاجرت و حقوق بشر است
واکنش حکومت طالبان
طالبان در ظاهر از بازگشت مهاجران استقبال میکنند و آن را نشانهای از «امنیت» و «استقلال» افغانستان تلقی میکنند. اما در واقع، طالبان نه تنها قادر به فراهمکردن امکانات اولیه برای بازگشتیها نیستند، بلکه بسیاری از آنان را هدف بازداشت، بازجویی یا حتی مجازات قرار میدهند. مهاجران بازگشتی، بهویژه افرادی که فعالیتهای مدنی یا فرهنگی در ایران داشتهاند، در معرض تهدیدهای جدی قرار دارند.
نقش جامعه جهانی
در برابر این وضعیت بحرانی، مسیولیت جامعه جهانی بهویژه کشورهای میزبان مهاجران، اهمیت مضاعفی دارد. سازمان ملل متحد و نهادهای مرتبط باید از طریق گفتگو با ایران و دیگر کشورهای میزبان، اخراجهای اجباری را متوقف کنند و به جای آن، روند بازگشت داوطلبانه، امن، و آگاهانه را تقویت نمایند
همچنین، کمکهای مالی و انسانی بیشتری باید به نهادهای امدادرسان در افغانستان اختصاص یابد تا خدمات اولیه چون غذا، سرپناه، آموزش و بهداشت به مهاجران بازگشتی ارایه گردد
پیشنهادات سیاستی
برای بهبود وضعیت بازگشت مهاجران به افغانستان، میتوان اقدامات زیر را پیشنهاد کرد
توقف اخراجهای اجباری تا تثبیت وضعیت سیاسی-اجتماعی در افغانستان
حمایت قانونی از مهاجران افغان در ایران برای تمدید اقامت و دسترسی به خدمات
تقویت برنامههای ادغام مجدد در افغانستان با همکاری نهادهای محلی و بینالمللی
افزایش کمکهای بینالمللی برای زیرساختهای مناطق بازگشت
ایجاد بسترهای مشارکت مهاجران در تصمیمگیریها درباره بازگشت و اسکان
نگاه آیندهمحور
اگرچه شرایط فعلی بسیار پیچیده و بحرانی به نظر میرسد، اما با همکاری صادقانه و مسیولانه بینالمللی میتوان از تبدیل شدن آن به فاجعهای بزرگ جلوگیری کرد. به رسمیت شناختن کرامت انسانی مهاجران، رعایت اصول حقوق بینالملل، و تمرکز بر ثبات منطقهای باید اساس هر سیاست مهاجرتی باشد
بازگشت مهاجران از ایران به افغانستان، چالشی چندوجهی است که تنها با رویکردی انسانی، سیاستمدارانه، و بلندمدت میتوان آن را مدیریت کرد. در شرایطی که افغانستان با یکی از شکنندهترین دورانهای تاریخ خود روبروست، سیاستهای مبتنی بر اخراج اجباری نهتنها کمکی به امنیت نمیکند، بلکه موج جدیدی از نارضایتی، فقر، و بیثباتی را رقم خواهد زد. مسیولیت امروز ما، حمایت از انسانهایی است که خانه و آینده خود را از دست دادهاند

در شرایطی که افغانستان زیر سلطه حکومت طالبان با بحرانهای متعددی مواجه است، مسیله بازگشت مهاجران به یک تهدید بزرگ اجتماعی، اقتصادی و امنیتی تبدیل شده است. بازگشت هزاران مهاجر افغان که سالها در ایران، پاکستان و کشورهای دیگر زندگی کردهاند، در حالی صورت میگیرد که طالبان هیچگونه برنامهریزی مشخص، ساختار حمایتی یا راهکار عملی برای جذب این جمعیت ندارند. بیتدبیری طالبان در مدیریت این روند، نه تنها بحرانهای موجود را تشدید خواهد کرد، بلکه خطر بیثباتی گستردهتر را نیز افزایش میدهد. در این مقاله، به تحلیل ابعاد گوناگون این بیتدبیری پرداخته و پیامدهای آن را بررسی میکنیم
طالبان هیچگونه زیرساخت قابل اتکایی برای پذیرش مهاجران بازگشتی ندارند. مناطق مرزی که پذیرای مهاجران هستند، از ابتداییترین امکانات چون آب آشامیدنی، سرپناه موقت، خدمات درمانی یا حتی غذا بیبهرهاند. این وضعیت نشاندهنده بیتدبیری کامل طالبان در برنامهریزی برای مواجهه با موج بازگشت مهاجران است. دولتهای گذشته نیز در این زمینه با مشکلاتی مواجه بودند، اما حداقل تلاشهایی در سطح نهادهای مستقل برای مدیریت آنها صورت میگرفت
بازار کار افغانستان حتی برای ساکنان فعلی نیز دچار اشباع و فقر شغلی است. بازگشت مهاجران به صورت ناگهانی باعث افزایش بیکاری میشود، زیرا این افراد نه سرمایه دارند، نه شغل، و نه شبکههای حمایتی. طالبان که خود در تأمین حقوق معلمان، کارمندان دولتی و حتی نیروهای امنیتی با مشکل مواجهاند، هیچ طرح اقتصادی برای ایجاد فرصتهای شغلی ندارند. این امر میتواند به گسترش فقر، مهاجرت داخلی، و افزایش جرایم منجر شود
بازگشتیها معمولاً با دید منفی به حکومت طالبان مینگرند. آنان در کشورهای میزبان، بهویژه ایران و پاکستان، با تجربیات اجتماعی متفاوتی مواجه شدهاند و ممکن است با نظام طالبان که مبتنی بر محدودیت، فشار و دیدگاههای بسته است، ناسازگاری داشته باشند. بیتدبیری طالبان در مدیریت فرهنگی، اجتماعی و روانی این گروه، میتواند موجی از نارضایتی و اعتراض را در میان بازگشتیها ایجاد کند، که در نهایت به چالشی امنیتی تبدیل خواهد شد
بخش عظیمی از مهاجران بازگشتی را کودکان تشکیل میدهند. بسیاری از آنان در سیستمهای آموزشی کشورهای میزبان تحصیل کردهاند. در افغانستان تحت سلطه طالبان، آموزش بهویژه برای دختران، با محدودیت شدید روبروست. نبود برنامه مشخص برای ادغام آموزشی کودکان بازگشتی، باعث ترک تحصیل، افسردگی، و محرومیت نسل آینده خواهد شد. بیتدبیری طالبان در ارایه آموزش باکیفیت و فراگیر، فجایع آموزشی و روانی را برای نسل جوان به همراه دارد
بازگشتیها معمولاً بدون خانه، زمین یا مکان مشخصی وارد کشور میشوند. دولت طالبان نه تنها نمیتواند زمین یا سرپناهی برای آنان تأمین کند، بلکه حتی آمار دقیقی از آنان ندارد. در بسیاری از موارد، این افراد به کمپهای غیررسمی و محلات فقیرنشین رانده میشوند. نبود سیاست روشن مسکنسازی، کمکهای مالی، یا برنامههای بازاسکان، مشکلات عدیدهای برای این خانوادهها و جامعه میزبان ایجاد خواهد کرد
در شرایطی که بازگشتیها از زندگی نسبی در جوامع آزاد یا نیمهآزاد به نظامی مبتنی بر سختگیری و فشار برگشتهاند، بخشی از آنان ممکن است از سر ناامیدی، به گروههای افراطی یا فعالیتهای ضد حکومتی پناه ببرند. بیتدبیری طالبان در ایجاد محیطی امن، عادلانه و محترمانه برای بازگشتیها، ممکن است به افزایش جذب نیرو برای گروههای مخالف مانند داعش یا جبهه مقاومت منجر شود
نهادهای بینالمللی تلاش میکنند به مهاجران بازگشتی کمکهای اولیه ارایه کنند. اما گزارشهای متعدد حاکی از آن است که طالبان این کمکها را به صورت غیرشفاف، سلیقهای و همراه با فساد توزیع میکنند. بخش عمده کمکها به افراد نزدیک به ساختار قدرت اختصاص مییابد و مهاجران واقعی از آن محروم میمانند. این فساد گسترده باعث بیاعتمادی، نارضایتی و در مواردی شورش میشود.
بازگشتیها اغلب بیمار، آسیبدیده یا دارای مشکلات روانی هستند. اما طالبان سیستم بهداشت عمومی را تضعیف کردهاند، پزشکان زیادی مهاجرت کردهاند و مراکز درمانی با کمبود دارو، تجهیزات و پرسنل مواجهاند. عدم توانایی طالبان در ارایه خدمات بهداشتی اولیه به جمعیت رو به رشد بازگشتی، میتواند به گسترش بیماریهای واگیر، افزایش مرگومیر و بحرانی انسانی منجر شود
بخش عمدهای از مهاجران بازگشتی را زنان تشکیل میدهند، اما در نظام طالبان، زنان نهتنها از آموزش، اشتغال و آزادیهای فردی محروماند، بلکه حتی در تصمیمگیری درباره سرنوشت خود نیز نقشی ندارند. بیتدبیری طالبان در توجه به نیازها و حقوق زنان بازگشتی، آنان را در معرض خشونت خانگی، استثمار، و حتی مرگ خاموش قرار میدهد
بسیاری از افرادی که به افغانستان بازگردانده میشوند، مجدداً تلاش میکنند که کشور را ترک کنند. این فرار دوباره، ناشی از شرایط ناگوار، ناامیدی و نبود فرصت زندگی در سایه طالبان است. طالبان هیچ برنامهای برای شکستن چرخه مهاجرت ندارند. بهجای حل ریشههای مشکل، با سرکوب، محدودیت و بیتدبیری، بحران را تشدید میکنند
بازگشت مهاجران به افغانستان اگرچه از نظر انسانی و ملی، فرصتی برای بازسازی کشور محسوب میشود، اما در چارچوب حکومتی که فاقد برنامه، ظرفیت و اراده سیاسی برای مدیریت آن است، به تهدیدی جدی تبدیل میشود. طالبان با بیتدبیری کامل، نهتنها امکان بهرهبرداری مثبت از ظرفیتهای مهاجران را از بین بردهاند، بلکه باعث گسترش نارضایتی، بحران اقتصادی، ناامنی اجتماعی و بیثباتی سیاسی شدهاند. جامعه جهانی باید توجه داشته باشد که ادامه این وضعیت، میتواند افغانستان را به سوی یک فروپاشی انسانی سوق دهد
















Leave a Reply