Advertisement

طالبان و سیاست حذف آموزش

بی‌سوادی

 

بی‌سوادی ابزاری برای تثبیت قدرت؟

صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) در گزارشی تازه اعلام کرده که بیش از چهار میلیون کودک در افغانستان از آموزش محروم هستند. اکثریت این کودکان را دختران تشکیل می‌دهند که پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، با محدودیت‌های شدید آموزشی مواجه شده‌اند. این آمار تنها یک هشدار انسانی نیست؛ بلکه بازتابی عمیق از سیاستی هدفمند است: محو آگاهی برای حفظ سلطه.

چرا آموزش برای طالبان تهدید است؟

طالبان به‌طور سنتی با هر نوع دانشی که ممکن است به پرسشگری، تحلیل، یا اعتراض منجر شود، خصومت دارند. در نگاه آن‌ها، آموزش تنها تا جایی مفید است که با تفاسیر محدود، سنت‌زده و کنترل‌شده دینی هم‌راستا باشد. فراتر از آن، آموزش به یک تهدید تبدیل می‌شود. زیرا:

 آموزش تفکر انتقادی می‌آفریند

دانش‌آموزی که در مدرسه تاریخ، علوم، منطق و حقوق بیاموزد، ممکن است مشروعیت حاکمیت طالبان را زیر سوال ببرد. این پرسش‌ها پایه‌های ایدیولوژی افراطی را سست می‌کنند.

 زنان باسواد، جامعه‌ای مطالبه‌گر می‌سازند

آموزش دختران نه‌تنها آنان را به بازیگران اجتماعی تبدیل می‌کند، بلکه نسل بعدی را نیز با دیدگاهی متفاوت پرورش می‌دهند. طالبان می‌دانند زنی که بخواند، بنویسد، و بیندیشد، دیگر مطیع محض نخواهد بود.

 بی‌سوادی ابزاری برای کنترل روانی است

مردم ناآگاه، راحت‌تر باور می‌کنند، راحت‌تر می‌ترسند، و راحت‌تر فرمان می‌برند. ایجاد ترس از خدا، دوزخ و “گناه زن بودن” آسان‌تر است زمانی که مخاطب، سواد دینی و علمی برای تفکیک حقیقت از تحریف ندارد.

محرومیت از آموزش، فقط یک سیاست فرهنگی نیست

برخلاف آنچه طالبان ادعا می‌کنند (که آموزش دختران “فعلاً” به دلیل نبود ساختار مناسب متوقف شده)، این یک سیاست موقتی یا فنی نیست؛ بلکه تصمیمی استراتژیک و ایدیولوژیک است. در واقع، بی‌سواد نگاه داشتن نسل جوان نه تنها مسیر توسعه را می‌بندد، بلکه:

نسل‌های آینده را به کارگران ارزان، مصرف‌کنندگان محدود و شهروندانی خاموش تبدیل می‌کند؛

استقلال فکری را تضعیف و وابستگی به رهبران مذهبی را تقویت می‌کند؛

هرگونه تلاش برای عدالت‌خواهی و برابری را در نطفه خفه می‌کند

تبعات اجتماعی بی‌سوادی اجباری افزایش فقر ساختاری: جامعه‌ای که نمی‌تواند نیروی کار متخصص تولید کند، برای همیشه به اقتصاد ابتدایی و غیرمولد وابسته خواهد ماند. رشد افراط‌گرایی: بی‌سوادی خاک حاصلخیز افراط‌گرایی است. کسانی که نمی‌توانند تحلیل کنند، راحت‌تر جذب تبلیغات مذهبی افراطی می‌شوند. شکاف جنسیتی عمیق‌تر: با حذف زنان از چرخه آموزش، نابرابری میان جنسیت‌ها تثبیت و نهادینه می‌شود طالبان از بی‌سوادی چه سودی می‌برند؟

برای طالبان، یک کودک بی‌سواد، یک شهروند بی‌سوال، یک مطیع بالقوه، و یک سوژه برای مهندسی ذهنی است. بی‌سوادی ابزار سلطه است، نه ناتوانی. در نظام طالبان، جهل، نه تنها ضعف نیست، بلکه سرمایه‌ای استراتژیک برای بقای ایدیولوژی آن‌هاست.

اما آنچه آن‌ها نادیده می‌گیرند این است که هر کودکی که از آموزش محروم شود، آتشی است در دل آینده افغانستان. کشوری بدون سواد، بدون آزادی و بدون فردا خواهد بود

بی‌سوادی در افغانستان یکی از چالش‌های جدی و پیچیده‌ای است که از سال‌ها پیش تاکنون جامعه این کشور را تحت تأثیر قرار داده است. با وجود تلاش‌های مختلف دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی برای گسترش آموزش و سوادآموزی، همچنان درصد قابل توجهی از جمعیت افغانستان، به ویژه در مناطق روستایی و محروم، از نعمت آموزش و خواندن و نوشتن محروم هستند. این وضعیت به دلایل متعددی شکل گرفته و همچنان ادامه دارد.

یکی از مهم‌ترین عوامل بی‌سوادی در افغانستان، وضعیت ناامن و جنگ‌های طولانی‌مدت است. جنگ‌های مکرر داخلی و دخالت‌های خارجی موجب تخریب زیرساخت‌های آموزشی، تعطیلی مدارس و فرار معلمان شده است. این شرایط موجب شده است که بسیاری از کودکان و حتی بزرگسالان نتوانند به تحصیل دسترسی داشته باشند. علاوه بر این، ضعف ساختارهای دولتی و نبود امکانات کافی مانند کتاب، مدرسه و معلم آموزش دیده، نقش مهمی در تداوم بی‌سوادی دارد.

از سوی دیگر، مسیله فرهنگی و اجتماعی نیز به‌طور جدی در بی‌سوادی تأثیرگذار است. سنت‌ها و باورهای محلی در برخی مناطق باعث شده است که خانواده‌ها از فرستادن دختران خود به مدرسه جلوگیری کنند. این موضوع به‌ویژه در دوران حکومت طالبان شدت گرفت؛ جایی که دختران از دسترسی به آموزش محروم شدند و این محرومیت هنوز در برخی مناطق پابرجاست. بی‌سوادی زنان به معنای محرومیت آنان از فرصت‌های شغلی، مشارکت اجتماعی و آگاهی از حقوق خود است که به نوبه خود چرخه فقر و نابرابری را در جامعه تقویت می‌کند.

بحران بی‌سوادی نه تنها به فرد بلکه به کل جامعه آسیب می‌رساند. جامعه‌ای که بخش بزرگی از جمعیت آن بی‌سواد باشند، از رشد اقتصادی، توسعه پایدار و بهبود وضعیت بهداشت عمومی محروم می‌ماند. همچنین، بی‌سوادی موجب می‌شود که افراد بیشتر در برابر سوءاستفاده‌ها و فریب‌ها آسیب‌پذیر باشند و نمی‌توانند به طور کامل در فرآیندهای دموکراتیک و تصمیم‌گیری‌های اجتماعی مشارکت کنند.

برای مقابله با بحران بی‌سوادی در افغانستان، نیاز به همکاری‌های گسترده بین‌المللی، حمایت‌های مستمر از نظام آموزشی و تغییر نگرش‌های فرهنگی وجود دارد. فراهم کردن امنیت در مناطق آسیب‌دیده، افزایش بودجه آموزش و تربیت معلمان متخصص، و ترویج آموزش دختران و زنان از جمله راهکارهای اساسی برای کاهش بی‌سوادی است. تنها با تلاش جمعی می‌توان امید داشت که نسل‌های آینده افغانستان از نعمت سواد بهره‌مند شده و مسیر توسعه و پیشرفت را هموار کنند.

https://www.youtube.com/shorts/jDnaW-۷f۵yc

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *