آقای عبیدی گفت که یک روز پیش از این که حمله انتحاری انجام شود، این نوجوان به محلی در ولسوالی نوزاد این ولایت آورده شده بود تا هدف را از نزدیک ببیند
کودکسرباز به معنای هر فرد زیر ۱۸ سال است که به شکل اجباری یا داوطلبانه برای گروههای مسلح درگیر در منازعات با سلاح آموزش داده شود یا در عملیات نظامی شرکت کند. در افغانستان، به ویژه پس از تسلط طالبان، موارد متعددی از بهکارگیری نوجوانان و کودکان زیر سن قانونی برای عملیات نظامی و انتحاری ثبت شده است.
طالبان از روشهای مختلفی برای جذب کودکان و نوجوانان استفاده میکند:
- تبلیغات مذهبی و وعده جهاد: استفاده از موعظه و وعده ثواب و بهشت به نوجوانان بیبضاعت.
- شوی تبلیغاتی و ایدهآلسازی قهرمانسازی: نمایش نوجوانان قهرمان انتحاری در ویدیوها و پوسترها برای تحریک احساسات جوانان.
- فشار یا اجبار خانوادگی: تهدید خانواده یا استفاده از فقر و نداشتن امکانات آموزشی برای سوق دادن کودک به اردوهای آموزشی.
- مدارس دینی غیررسمی: برخی مدارس مذهبی تحت کنترل طالبان که به ظاهر آموزش قرآن ارایه میدهند، اما در عمل نوجوانان را برای عملیات انتحاری آماده میکنند.
طالبان از شیوههای روانی برای آمادهسازی کودکان بهره میگیرند:
- عزیمت هویت مذهبی: القای این باور که فداکاری در راه «دین» بالاترین افتخار است.
- خودگمسازی و قطع ارتباط با جامعه: جدا کردن کودک از خانواده و همسالان برای کاهش تأثیر نگرشهای مخالف.
- استفاده از اسلحه و آموزش خشونت: ارایه آموزشهای نظامی ساده و القای حس نیاز به حمله انتحاری.
در سالهای اخیر، گزارشهایی مبنی بر استفاده از نوجوانانی با سنین ۱۲ تا ۱۶ سال در انفجارهای انتحاری منتشر شده است. این نوجوانان که اغلب بهخاطر نداشتن سرپرست یا فقر شدید در خانواده قرار میگیرند، تحت فشار طالبان قرار میگیرند تا خود را در خدمت عملیات انتحاری قرار دهند.
بهکارگیری نوجوانان به عنوان عامل انتحاری، هم از نظر نظامی برای طالبان فایدهای دارد (زیرا شناسایی و جلوگیری از حمله فردی که جوان و بیسلاح اولیه است دشوارتر است) و هم از بعد تبلیغاتی، نمایشگر «فداکاری و ایمان مطلق» جلوه داده میشود.
سازمان ملل و گزارشهای نهادهای حقوق بشری بارها به استفاده از کودکان توسط طالبان اشاره کردهاند. بر اساس گزارش یونیسف و کمیته بینالمللی صلیب سرخ، صدها نوجوان در اردوهای زیرزمینی طالبان آموزش دیده و به عملیات انتحاری اعزام شدهاند.
با وجود سختگیریهای حقوق بشری، آمار دقیق غیرشفاف است؛ زیرا طالبان عمداً اطلاعات را مخفی نگه میدارند و خانوادهها نیز به دلیل ترس از انتقام جویی از گزارش دادن خودداری میکنند.
- اختلالات روانی: اکثر کودکسربازان دچار ترس مزمن، افسردگی و اختلالات اضطرابی میشوند.
- گسست تحصیلی و شغلی: ترک مدرسه و دور ماندن از آموزش رسمی، آینده تحصیلی و شغلی آنان را به مخاطره میاندازد.
- انزوای اجتماعی: بازگشت به جامعه پس از انجام عملیات انتحاری (در صورت بقا) با انگ شرم و طرد اجتماعی همراه است.
- مرگ زودرس: بسیاری از نوجوانان پیش از رسیدن به سن بلوغ بر اثر انفجارها جان خود را از دست میدهند.
با اینکه قوانین بینالمللی نظیر کنوانسیون حقوق کودک استفاده از کودکان زیر ۱۸ سال در درگیریهای مسلحانه را ممنوع میکند، اما طالبان این معاهدات را قبول ندارند یا اجباراً آنها را نقض میکنند. دولتهای منطقه و نهادهای بینالمللی با چالشهای زیر مواجهاند:
- عدم دسترسی امن به مناطق تحت کنترل طالبان: ممانعت طالبان از حضور ناظران مستقل یا اقدامات حمایتی برای خانوادهها.
- ترس خانوادهها از انتقام جویی: گزارش کردن ربایش یا آموزش کودکان میتواند به مجازات متهمان یا اعضای خانواده منجر شود.
- کمبود بودجه و امکانات دولتی: فقدان مراکز بازتوانی تخصصی برای پذیرش و درمان روانی کودکان بازداشتی یا رهاشده پس از فرار از اردوها.
- افزایش نظارت بینالمللی: اعزام ناظران حقوق بشری و تیمهای امدادی به مناطق مرزی برای مستندسازی موارد سوءاستفاده و فشار بر طالبان.
- حمایت مستقیم از خانوادهها: پرداخت کمکهای معیشتی و آموزشی به خانوادههای آسیبدیده تا نوجوانان زیر بار فقر به اردوهای طالبان نروند.
- برنامههای بازتوانی و مشاوره: ایجاد مراکز روانشناسی، آموزشی و حرفهآموزی برای بازگشت کودکان به زندگی عادی و بازسازی روحیه آنها.
- افزایش آگاهی عمومی: پخش برنامههای تلویزیونی و رادیویی در مناطق دورافتاده برای هشدار خانوادهها درباره خطرات پیوستن کودکان به گروههای مسلح.
بهکارگیری کودکان و نوجوانان در عملیات انتحاری توسط طالبان نه تنها یک نقض آشکار حقوق بشر و حقوق کودک است، بلکه عواقب جبرانناپذیری بر سلامت روانی و اجتماعی نسل آینده افغانستان برجای میگذارد.
برای مقابله با این معضل، تلاش مشترک دولت افغانستان (هرچند محدود)، نهادهای بینالمللی و جامعه مدنی ضروری است. تنها از طریق آموزش، حمایت اقتصادی و برنامههای بازتوانی میتوان امیدی به پایان دادن به چرخه فاجعهبار استفاده از کودکان در جنگ داد.
















Leave a Reply