هزارهها از جمله مخالفان اصلی گروه طالبان به شمار میروند، و دلایل آن هم تاریخی، مذهبی، قومی و سیاسی است. در ادامه تحلیلی جامع از رابطه هزارهها و طالبان ارایه میدهم
جامعهای شیعهمذهب (عمدتاً اثناعشری) در افغانستان که حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند. بیشتر در مناطق مرکزی افغانستان، بویژه هزارستان (ولایت بامیان، دایکندی، غزنی، غور و …) ساکناند. از نظر قومی، غیرپشتون و از لحاظ ظاهری چهرهٔ آسیای میانه (مغولیتبار) دارند.
-
اختلاف مذهبی (شیعه vs سلفی-دیوبندی)
طالبان با تفسیری سختگیرانه و سنیمذهب از اسلام (متأثر از مکتب دیوبند و سلفیگری) عمل میکنند. هزارهها، بهعنوان شیعیان، اغلب توسط طالبان کافر، رافضی یا مرتد قلمداد شدهاند. در فتاوای برخی علمای افراطی طالبان، ریختن خون شیعیان مجاز دانسته شده است. -
کشتارهای تاریخی و نسلکشی
در زمانهای مختلف، بهویژه:
- دوره حکومت طالبان (۱۹۹۶–۲۰۰۱)
- پس از تسلط مجدد در سال ۲۰۲۱
- کشتار مزار شریف (۱۹۹۸): صدها هزاره در یک هفته توسط طالبان قتلعام شدند.
- کشتار یکاولنگ (۲۰۰۱): اعدام گروهی غیرنظامیان هزاره.
- انفجار در مدارس و مساجد شیعیان در غرب کابل (دهه اخیر) که غالباً هزارهنشیناند.
-
تبعیض ساختاری و حذف از قدرت
طالبان هزارهها را از مناصب دولتی، نظامی و قضایی حذف کردهاند. در ساختار کنونی حکومت طالبان، تقریباً هیچ نمایندهٔ هزاره یا شیعهای وجود ندارد. -
مبارزه نظامی و مدنی هزارهها علیه طالبان
بسیاری از فرماندهان جهادی سابق هزاره (مثل عبدالعلی مزاری) با طالبان بهطور مستقیم جنگیدهاند. حتی پس از ۲۰۲۱ نیز، گروههای مقاومت محلی در بامیان، بلخاب و دایکندی با طالبان درگیر شدهاند (مثلاً شورش معروف مولوی مهدی در بلخاب).
بیشترشان مخالف بودهاند، اما:
- همکاریهای محدود: در موارد معدودی، برخی افراد هزاره یا شیعه با طالبان همکاری کردهاند؛ مثل «مولوی مهدی» که بعدها از طالبان جدا شد و بهدست آنها کشته شد.
- منافع محلی: برخی چهرهها برای بقا یا حفظ منافع محلی همکاری موقت داشتهاند. اما اینها استثناء بودهاند، نه قاعده.
هزارهها از اصلیترین قربانیان و مخالفان طالبان در افغانستان هستند. این مخالفت ریشه در ترکیب مذهبی، قومی، تاریخی و تبعیضآمیز سیاستهای طالبان دارد. در سالهای اخیر، هزارهها با مقاومت مدنی، رسانهای و حتی نظامی علیه طالبان تلاش کردهاند صدای خود را به جهان برسانند.
















Leave a Reply