محمودشاه درانی، از اعضای خاندان ابدالی و برادرزادهٔ زمانشاه درانی، پس از سرنگونی وی در سال ۱۸۰۱ میلادی بر تخت سلطنت افغانستان نشست. دورهٔ کوتاه حکومت او، مملو از نزاعهای درونی و چالشهای قبیلهای بود که به کاهش اقتدار مرکزی و بیثباتی سیاسی گسترده در قلمرو درانیها انجامید.
با کودتای داخلی و ترغیب قبایل ناراضی، محمودشاه توانست برادرزادهاش زمانشاه را از تخت بیرون کند. حمایت بخشی از امرای بارکزایی و سرداران قندهار از او، زمینه را برای تاجگذاریاش فراهم ساخت. او امیدوار بود بتواند وحدت پدران و پادشاهان پیشین را بازسازی کند.
دوران سلطنت محمودشاه با رقابت شدید میرویسخان هوتک در هرات و قیامهای متعدد دیگر شاهزادگان همخون همراه بود. هر گروه قبیلهای به دنبال کسب امتیازات و نفوذ بیشتر بود که موجب تقسیم اراضی و تضعیف ساختار فرماندهی مرکزی گردید.
محمودشاه در تلاش بود تا از طریق انتصاب والیان مورد اعتماد و پرداخت سهمی بیشتر از غنایم، رضایت قبایل را جلب کند. با این حال، این سیاست موقتاً توانست حمایت برخی اقوام را جلب کند اما به دلیل فساد مالی و نارضایتی سرداران، ثبات پایدار ایجاد نکرد.
در همین زمان، امپراتوری قاجار ایران و انگلستان در هند نیز مواضع خود را دنبال میکردند. محمودشاه نتوانست مواضع افغانستان را در برابر فشار ایران مستحکم سازد و به دلیل بیثباتی داخلی، امکان دخالت قدرتهای خارجی در امور افغانستان افزایش یافت.
در سال ۱۸۰۳، محمودشاه به دست شجاعشاه درانی، یکی دیگر از شاهزادگان خاندان، از قدرت برکنار شد و به هرات تبعید گردید. پایان حکومت او نشان از ناکامی تلاشها برای بازسازی اتحاد درانیها و تداوم رقابتهای قبیلهای داشت.
حکومت مختصر محمودشاه درانی، نمونهای از تکرار نزاعهای خاندانی و قبیلهای در تاریخ اولیه افغانستان است. این دوره نشان داد که بدون انسجام قبیلهای و مشروعیت گسترده، دولت مرکزی نمیتواند در منطقهای متنوع و پویا پایداری کند.












Leave a Reply