پس از سقوط سلسله درانی و دورهای از جنگهای داخلی و هرجومرج که با قتل فتحخان بارکزایی و ضعف حکومت مرکزی همراه بود، دوستمحمد خان بارکزایی بهتدریج به چهرهٔ اصلی قدرت در افغانستان بدل شد. او که از تبار بارکزایی و از فرزندان فتحخان بود، توانست در سال ۱۸۲۶ میلادی امارت خود را در کابل اعلام کند و دوران جدیدی از ثبات نسبی را آغاز کند.
پس از درگیریهای خونین میان شاهزادگان درانی و بارکزایی، افغانستان به مناطق خودمختار قبایل تقسیم شد. در این شرایط نامساعد، دوستمحمد با بهرهگیری از نفوذ قبیلهای و حمایت سرداران محلی، ابتدا کنترل کابل و سپس اطراف آن را بهدست آورد. او بهعنوان والی کابل مورد تأیید ناصرخان و سایر امرای بارکزایی قرار گرفت.
دوستمحمد خان برای تحکیم قدرت، ساختار اداری جدیدی ایجاد کرد. او با استخدام افسران حرفهای، ایجاد سپاه منظم و تنظیم مالیاتهای منصفانه، توانست پشتوانهٔ مالی و نظامی خود را تقویت کند. همچنین با عقد پیمانهای قبیلهای و تقسیم مناطقی به فرماندهان وفادار، خطر شورشها را کاهش داد.
در دوره حکومت دوستمحمد، امپراتوری قاجار ایران و دولت بریتانیا در هند نیز منافع خود را در افغانستان دنبال میکردند. او با دیپلماسی هوشمندانه و گاه اتحاد موقت با هر دو قدرت، توانست استقلال نسبی افغانستان را حفظ کند. مقاومت او در برابر لشکرکشی اول بریتانیا به کابل (۱۸۳۹–۱۸۴۲) و بازپسگیری قدرت پس از خروج انگلیسیها، بر قدرت ملیگرایی او افزود.
دوستمحمد خان بارکزایی پس از مرگش در سال ۱۸۶۳، امارت بارکزایی را به فرزندانش سپرد و راه را برای ایجاد یک دولت متمرکزتر هموار ساخت. او با تأسیس مقررات دولتی و دیوانسالاری ابتدایی، پایههای حکومت مستقل افغانستان را تقویت کرد. به همین دلیل، بسیاری او را «پدر ملت افغانستان» مینامند.












Leave a Reply