بسیاری از مسایل در این حوزه، ریشهای و عمیق هستند. بیمار در موقعیت ضعف جسمی و روحی به پزشک مراجعه میکند، خود و بیماریاش را عرضه میکند و از پزشک طلب کمک دارد.
در سالهای اخیر، سلامت روان مردان رو به افول بوده است. آمارها نشاندهنده افزایش نرخ افسردگی، اضطراب و خودکشی در بین مردان است. یکی از عوامل موثر در این زمینه، انتظارات اجتماعی از مردان برای قوی بودن، سکوت در برابر مشکلات و خوداتکایی است که آنها را از ابراز احساسات و جستجوی کمک بازمیدارد.
علاوه بر این، پژوهشها نشان دادهاند که شبکههای اجتماعی مردان با افزایش سن کوچکتر میشود. طبق یک مطالعه طولی، مردان بین ۳۰ تا ۹۰ سالگی حدود ۵۰٪ از شبکههای حمایت عاطفی خود را از دست میدهند. این کاهش ارتباط اجتماعی میتواند احساس تنهایی و انزوا را تشدید کرده و سلامت روان را وخیمتر کند.
حمایت اجتماعی نقش حیاتی در حفظ سلامت روان ایفا میکند. ارتباطات اجتماعی قوی میتواند موجب احساس تعلق، حمایت عاطفی و کمک عملی شود. اما بسیاری از مردان فاقد این نوع شبکههای حمایتی هستند. در سال ۲۰۲۱، ۱۵٪ از مردان گفتهاند که هیچ دوست صمیمی ندارند، در حالی که این رقم در سال ۱۹۹۰ تنها ۳٪ بود. همچنین فقط ۲۱٪ از مردان گزارش دادهاند که در هفته گذشته از یک دوست حمایت عاطفی دریافت کردهاند، در مقابل ۴۱٪ از زنان.
نبود حمایت اجتماعی منجر به افزایش پریشانی روانی میشود. پژوهشی در استرالیا نشان داد که حمایت اجتماعی بیشتر با کاهش افسردگی در مردان همراه است، و برعکس، سطح بالای افسردگی باعث کاهش روابط حمایتی میشود.
هنجارهای سنتی مردانگی اغلب مردان را از کمک گرفتن برای مشکلات روانی بازمیدارد. در بسیاری از فرهنگها، درخواست کمک نشانهای از ضعف تلقی میشود. بهعنوان مثال، در روسیه مردان کمتر از خدمات پزشکی، اجتماعی یا روانشناختی استفاده میکنند که منجر به تأخیر در تشخیص و درمان بیماریها میشود.
مطالعهای روی دانشجویان مرد در آفریقای جنوبی نشان داد که تجربههای دوران کودکی و نحوه اجتماعی شدن مردان باعث میشود آنها به سختی بتوانند احساسات خود را ابراز کنند یا به دنبال کمک باشند. بسیاری از آنها الگویی از مردانگی را دنبال میکردند که با سکوت و فروخوردن احساسات همراه بود.
برای مقابله با بحران سلامت روان مردان باید راهکارهای هدفمند در نظر گرفت. گروههای حمایتی مردانه مانند «باشگاه مردان اندی» در بریتانیا فضای امنی برای صحبت در مورد مسایل روانی فراهم میکنند. این گروهها در تلاش هستند تا تابوی سلامت روان مردان را بشکنند.
افزایش سواد سلامت روان، بازنگری در نقشهای سنتی مردان و تشویق به ایجاد ارتباطات اجتماعی از دیگر راهکارهای موثر هستند. فعالیتهای اجتماعی، عضویت در گروههای داوطلبانه یا هنری و گسترش شبکههای دوستانه میتواند به کاهش انزوا کمک کند.
کاهش قابل توجه سلامت روان مردان و نبود حمایت اجتماعی کافی، از مسایل جدی و فوری است. هنجارهای اجتماعی که مانع ابراز احساسات و کمکخواهی مردان میشوند، در تشدید این بحران نقش دارند. با ایجاد محیطهای حمایتی، تغییر نگرشها نسبت به مردانگی، و تقویت ارتباطات اجتماعی میتوان گامهایی برای بهبود سلامت روان مردان برداشت.










Leave a Reply