Advertisement

طالبان در جنگ با دانش؛ آیا آینده افغانستان بدون آموزش ممکن است؟





طالبان و جنگ با آموزش؛ چرا دانش و دانایی تهدید به‌شمار می‌رود؟



طالبان و جنگ با آموزش؛ چرا دانش و دانایی تهدید به‌شمار می‌رود؟

یکی از ویژگی‌های بارز حکومت‌های افراطی، دشمنی با آموزش و پرورش است. در افغانستان، طالبان از بدو ظهور خود در دهه ۹۰ میلادی، با دانش و دانایی به‌عنوان تهدیدی برای بقای فکری و ایدیولوژیک خود برخورد کرده‌اند. ممنوعیت تحصیل دختران، کنترل محتوای درسی، محدودیت برای معلمان و بستن مراکز آموزشی تنها بخشی از سیاست‌های ضدآموزشی این گروه است. اما پرسش اساسی این است: چرا طالبان با آموزش دشمن‌اند؟ این مقاله به تحلیل تاریخی، ایدیولوژیک و اجتماعی این پدیده می‌پردازد.

ریشه‌های ایدیولوژیک دشمنی طالبان با آموزش
۱. برداشت افراطی از دین

طالبان با تفسیری سخت‌گیرانه و غیرعلمی از اسلام، هرگونه آموزش مدرن را «بی‌دینی» تلقی می‌کنند. در حالی که در متون اصلی اسلامی، آموختن علم و دانایی تأکید شده است (مثلاً حدیث «طلب العلم فریضه على کل مسلم و مسلمه»)، طالبان تنها به آموزش مذهبی محدودی آن هم از نوع تفسیر خود، بسنده می‌کنند.

۲. ترس از آگاهی عمومی

آموزش، آگاهی می‌آورد و آگاهی قدرت می‌آفریند. طالبان نیک می‌دانند که جامعه‌ای باسواد، به‌راحتی حکومت استبدادی را نمی‌پذیرد. آگاهی اجتماعی می‌تواند سبب طرح مطالبات دموکراتیک، حقوق زنان و حقوق بشر شود، چیزی که با ساختار اقتدارگرای آنان در تضاد است.

سیاست‌های ضدآموزشی طالبان
۱. ممنوعیت تحصیل دختران

در دوره حکومت اول طالبان (۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱) و پس از بازگشت مجددشان در ۲۰۲۱، تحصیل دختران بالاتر از کلاس ششم به‌طور رسمی ممنوع شد. این اقدام نه‌تنها نقض آشکار حقوق بشر است، بلکه آینده یک نسل را نابود می‌کند.

۲. بستن دانشگاه‌ها و مکاتب خصوصی

طالبان در بسیاری از مناطق دانشگاه‌ها و مکاتب خصوصی را به بهانه‌های واهی تعطیل کرده‌اند. آن‌ها نگران‌اند که این مراکز به مراکز پرورش مخالفان فکری و سیاسی تبدیل شوند.

۳. اخراج و بازداشت معلمان و استادان مستقل

اساتید دانشگاه، معلمان دگراندیش و فعالان عرصه آموزش از سوی طالبان مورد تهدید، بازداشت یا تبعید قرار گرفته‌اند. طالبان نمی‌خواهند هیچ فرد آگاه و مستقلی در نظام آموزشی باقی بماند.

تأثیرات اجتماعی و سیاسی دشمنی با آموزش
۱. افزایش فقر و بیکاری

محرومیت از تحصیل باعث می‌شود نسل جوان فاقد مهارت و تخصص وارد بازار کار شوند، که این خود به افزایش بیکاری، فقر و آسیب‌های اجتماعی منجر می‌شود.

۲. فرار مغزها

بسیاری از نخبگان افغانستان از کشور فرار کرده‌اند. این پدیده، باعث عقب‌ماندگی علمی، فرهنگی و فناورانه کشور شده و افغانستان را به جامعه‌ای منزوی و غیررقابتی تبدیل می‌کند.

۳. تبدیل افغانستان به پایگاه بنیادگرایی

جامعه‌ای بدون آموزش، مستعد پذیرش افراط‌گرایی است. طالبان با حذف آموزش، فضای ایدیولوژیک خود را بازتولید و تثبیت می‌کنند.

آموزش، تنها راه رهایی

تجربه کشورهایی چون بنگلادش، رواندا و حتی خود افغانستان در دوره جمهوریت نشان داد که آموزش می‌تواند در بازسازی جوامع پس از جنگ موثر باشد. دسترسی همگانی به آموزش به رشد اقتصادی، عدالت اجتماعی و صلح پایدار منجر می‌شود.

دشمنی طالبان با آموزش، ریشه در ترس آن‌ها از آگاهی و قدرت‌یابی مردم دارد. این دشمنی، نه‌تنها آینده افغانستان، بلکه امنیت منطقه و جهان را نیز تهدید می‌کند. تنها راه مقابله با این وضعیت، حمایت مستمر از آموزش، ایستادگی نهادهای مدنی، و اعمال فشار جهانی برای بازگشایی مراکز آموزشی به‌ویژه برای دختران است.


Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *