گروه طالبان بار دیگر با اجرای مجازاتهای بدنی در محضر عام، چهرهای خشن و قرون وسطایی از خود به نمایش گذاشت. در تازهترین مورد، پنج تن از جمله یک زن در ولایتهای پروان، خوست و پکتیکا به اتهاماتی چون «فرار از منزل، فرار دادن از منزل، فروش مواد مخدر و دزدی» در برابر چشم مردم شلاق زده شدند.
دادگاه عالی طالبان در سه خبرنامه جداگانه اعلام کرده که این افراد در ولسوالی شینواری ولایت پروان، مرکز خوست و ولسوالی سروضه پکتیکا شلاق زده شدهاند. هر یک از این محکومان بین ۳۵ تا ۳۹ ضربه شلاق دریافت کرده و به حبس بین دو تا چهار سال محکوم شدهاند.
بر اساس یافتههای آمو از خبرنامههای رسمی دادگاه عالی تحت حاکمیت طالبان، تنها در چهار روز گذشته، از ۱۲ تا ۱۵ جوزا، ۲۲ تن از جمله ۶ زن در محضر عام شلاق خوردهاند. این مجازاتها در ولایتهای مختلف از جمله پروان، کابل، پکتیکا، لغمان، بلخ و خوست اجرا شده است.
این گونه نمایشهای خشونتآمیز که بهنام «اجرای شریعت» صورت میگیرد، نهتنها با اصول اولیه حقوق بشر در تضاد است، بلکه نوعی ارعاب و مهار اجتماعی نیز به شمار میرود. طالبان با برگزاری این مجازاتها در محضر عام، بهدنبال تحکیم قدرت و ترساندازی میان مردم هستند.
شلاق زدن زنان در انظار عمومی، آن هم به دلایلی که هنوز هیچ شفافیتی در نحوه اثبات آنها وجود ندارد، نشانهای روشن از نقض صریح کرامت انسانی است. اینگونه برخوردها، نه اصلاحگرایانهاند و نه عادلانه؛ بلکه تنها بازتابی از خشونت ایدیولوژیک گروهیست که خود را اشرف مخلوقات میپندارد و دیگران را فاقد اختیار.
جامعه افغانستان این روزها بیش از هر زمان دیگری، اسیر خشونت نظاممند، بیعدالتی و توهین به کرامت انسانی است. اقدامات طالبان همچنان در مسیر نقض آزادیها، سرکوب زنان و ترویج وحشت گام برمیدارد. اگر جامعه جهانی در برابر این اقدامات سکوت کند، قربانیان بعدی نیز در صف شلاقهای نمایشی خواهند بود.
https://www.youtube.com/shorts/H۸dFdx۲LmEs
گروه طالبان یکی از شناختهشدهترین و در عین حال بدنامترین گروههای بنیادگرا در تاریخ معاصر افغانستان است. این گروه با تفسیری سختگیرانه و تندرو از دین اسلام، در دهههای اخیر نهتنها چهرهی سیاسی کشور را تغییر داد، بلکه جامعه افغانستان، بهویژه زنان را بهطرزی عمیق و دردناک تحت تأثیر قرار داد. تاریخچه گروه طالبان با سرکوب سیستماتیک زنان، نفی آموزش دختران، ترویج ترس و ایجاد ساختارهای اقتدارگرایانهای که ریشه در تفکر افراطی دارد، عجین شده است. در این مقاله به بررسی عمیق و جامع چگونگی سرکوب زنان و ترویج وحشت توسط گروه طالبان میپردازیم و همچنین به بررسی روابط و تأثیرات متقابل این گروه با قدرتهایی نظیر روسیه اشاره خواهیم کرد
گروه طالبان در دهه ۱۹۹۰ میلادی از میان مدارس دینی در پاکستان، بهویژه مدارس واقع در مناطق قبایلی، ظهور کرد. این گروه در ابتدا با شعار برقراری امنیت و عدالت در افغانستان، توانست حمایت برخی اقشار را جلب کند. اما پس از تسلط بر کابل در سال ۱۹۹۶، ماهیت واقعی خود را نشان داد
از همان آغاز، گروه طالبان قوانینی شدیداً محدودکننده را بر زنان تحمیل کرد. زنان حق خروج از خانه بدون محرم، تحصیل، کار در ادارات دولتی، یا حتی دسترسی به خدمات درمانی بدون همراه مرد را نداشتند. اعمال این محدودیتها با خشونت، تحقیر، و مجازاتهای فیزیکی شدید همراه بود
طالبان بهسرعت ساختاری حقوقی و فرهنگی را پایهریزی کردند که در آن زنان به حاشیه رانده میشدند. وزارت امر به معروف و نهی از منکر، یکی از نهادهای اصلی گروه طالبان، نقش پلیس مذهبی را ایفا میکرد و به زور قانون شلاق، زنان را از عرصه عمومی حذف میکرد
قوانینی مانند ممنوعیت کار در رسانهها، دانشگاهها، مدارس و حتی بیمارستانها باعث شد که صدای زنان خاموش و چهره جامعه یکدست مردانه شود. طالبان آموزش دختران را برابر با “فساد اخلاقی” تلقی میکردند و مدارس دخترانه را یا بستند یا به آتش کشیدند
گروه طالبان نه تنها از خشونت برای کنترل زنان استفاده کرد بلکه با ایجاد جو روانی پر از ترس و تهدید، وحشت را در تار و پود جامعه تنیدند. اعدامهای علنی، سنگسار، شلاقزنی در میدانهای عمومی، و تهدید مخالفان، از جمله ابزارهایی بودند که این گروه برای ترویج فرهنگ وحشت بهکار برد
زنان و دختران نهتنها قربانی قوانین ناعادلانه شدند بلکه هرگونه تلاش برای اعتراض یا مقاومت با بازداشت، شکنجه و در مواردی قتل پاسخ داده میشد. روایتهایی از زنانی که تنها به دلیل بلند بودن صدای کفششان مورد ضربوشتم قرار گرفتند، بخش کوچکی از واقعیت تلخ دوره نخست حکومت گروه طالبان است
در سال ۲۰۲۱، با خروج نیروهای بینالمللی از افغانستان، گروه طالبان بار دیگر قدرت را بهدست گرفت. گرچه در ابتدا وعدههایی مبنی بر “اصلاحشدگی” و “تغییر رفتار” دادند، اما بهزودی چهره واقعی خود را نمایان کردند
ممنوعیت آموزش دختران در دوره متوسطه و دانشگاه، تعطیلی مکاتب، ممنوعیت کار زنان در سازمانهای داخلی و بینالمللی، بستن سالنهای زیبایی و اعمال محدودیتهای شدید بر نحوه پوشش، نشان داد که سیاستهای گروه طالبان تغییری نکرده است. تنها ظرف چند ماه، افغانستان تبدیل به یکی از محدودترین کشورها برای زنان شد
بازگشت طالبان نگرانیهای جهانی زیادی ایجاد کرد. سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، و نهادهای حقوق بشری بهصورت مداوم از وخامت اوضاع زنان در افغانستان هشدار دادهاند. با اینحال، برخی کشورها از جمله روسیه، روابط خود با گروه طالبان را به دلایل ژیوپولیتیکی ادامه دادهاند
در شرایطی که اکثر کشورها از بهرسمیت شناختن رسمی طالبان خودداری کردهاند، روسیه میزبان هییتهایی از این گروه بوده و گفتگوهای امنیتی انجام داده است. گرچه روسیه بهصورت رسمی نقض حقوق زنان را محکوم میکند، اما نزدیکی سیاسی و امنیتی با طالبان به دیده تردید نگریسته میشود.
در بحبوحه سرکوب و محدودیتها، زنان افغانستان سکوت نکردند. جنبشهایی مانند “جنبش چراغ”، “زنان برای آزادی”، و تجمعات مخفیانه، نمونههایی از مقاومت مدنی در برابر سلطه گروه طالبان هستند. بسیاری از زنان خبرنگار، دانشجو، و فعال اجتماعی با وجود تهدیدات مداوم، صدای خود را بلند کردهاند
تأثیرات حاکمیت گروه طالبان بر زنان تنها به محرومیتهای فیزیکی ختم نمیشود، بلکه به افسردگی، خودکشی، ازهمپاشیدگی خانوادهها و مهاجرت گسترده نیز منجر شده است. هزاران دختر جوان که آرزوی تحصیل در دانشگاه را داشتند، اکنون در انزوای خانهها به آیندهای تاریک چشم دوختهاند
همچنین موج مهاجرت زنان تحصیلکرده به کشورهای همسایه یا اروپایی، باعث فرار نخبگان و تضعیف بنیانهای اجتماعی شده است. نسل جدیدی از زنان افغانستان، با زخمهای روانی و اجتماعی ناشی از سلطه گروه طالبان مواجهاند که تأثیرات آن برای سالها پابرجا خواهد ماند
گروه طالبان با سیاستهایی مبتنی بر سرکوب زنان و ترویج وحشت، نهتنها حقوق انسانی را نقض کردهاند بلکه ساختار اجتماعی افغانستان را دچار فروپاشی کردهاند. تاریخ این گروه، سندی روشن از رنج زنان افغانستان است؛ زنانی که از تحصیل، کار، آزادی و حتی حق زیستن در فضای عمومی محروم شدهاند
در جهان امروز، هیچ حکومتی که زنان را حذف کند نمیتواند ادعای مشروعیت یا پیشرفت داشته باشد. مقابله با تفکر طالبانی نهتنها وظیفه زنان افغانستان بلکه مسیولیت جهانی برای دفاع از کرامت انسانی است

تاریخ شکلگیری گروه طالبان در افغانستان نشاندهنده یک دورهی تلخ و مهم در تحولات سیاسی و اجتماعی این کشور است. گروه طالبان، یکی از جریانهای بنیادگرای اسلام سیاسی، طی کمتر از سه دهه تحول چشمگیری یافته و اکنون با احیای دوبارهاش در سال ۲۰۲۱، بار دیگر محور توجه جهانی شده است. این گروه توانست با شعار پاکسازی جامعه، امنیت و تحقق شریعت فعالیت کند و به سرعت بخش وسیعی از کشور را در کنترل خویش بگیرد.
در دهه ۱۹۸۰، زیر فشار جنگ ضد شوروی، افغانستان دچار بیثباتی و ناامنی شد. پس از خروج نیروهای شوروی در سال ۱۹۸۹، گروههای جهادی وارد نبرد داخلی شدند. در این فضا، مدارس دینی در پاکستان بستری برای شکلگیری گروه طالبان شد؛ ویژگیهایی مانند خستگی اجتماعی، آشفتگی امنیتی، و فقدان دولت مرکزی، زمینه مساعدی برای ظهور آنها پدید آورد.
در ۱۹۹۴، گروه جوانانی از طالبان تحت رهبری ملا محمد عمر شکل گرفت. شعار اولیه آنها برقراری عدالت، امنیت و اجرای شریعت بود. با سرعتی بیسابقه، در سالهای ۹۵ تا ۹۶، گروه طالبان مناطقی مهمی از کشور مثل قندهار را تحت کنترل گرفت و در سپتامبر ۱۹۹۶، کابل را اشغال کرد.
طی این دوره، گروه طالبان بر پایه شریعت نظری سختگیرانه، جامعه افغانستان را بازسازی کرد. ممنوعیتهای گسترده علیه زنان، حذف فرهنگهای غیرضروری، و اعمال سرکوب شدید سیاسی و فرهنگی، مشخصه بارز آن دوره بود. از سوی دیگر، امکانات آموزشی و امنیت نسبی نیز در مناطق تحت کنترل ایجاد شد.
موضع گروه طالبان نسبت به گروههایی مانند القاعده و عناصر مرتبط، به رفتار قدرتهای بزرگ به ویژه آمریکا تاثیر جدی داشت. روابط آنها با پاکستان، اتحادهای منطقهای و فشارهای بینالمللی، بهویژه پس از حملات ۱۱ سپتامبر، بر روند سقوط حکومت طالبان در ۲۰۰۱ تاثیر مستقیم گذاشت.
پس از ورود نیروهای ناتو و آمریکا در سال ۲۰۰۱، حاکمیت طالبان نابود شد، اما نه لزوماً خود گروه؛ آنها به مناطق کوهستانی گریختند و با تحکیم در پاکستان، مجدداً به مبارزه چریکی و شورش علیه دولت مرکزی و نیروهای خارجی پرداختند.
در فاصله ۲۰۱۰–۲۰۲۰، گروه طالبان ساختار شبهدولتی گستردهای یافت. آنها از تسلیحات قوی، منابع زمینی برای تأمین مالی از جمله قاچاق مواد مخدر بهره برده و توانستند مناطق روستایی زیادی را کنترل کنند.
با خروج نیروهای خارجی در ۲۰۲۱، گروه طالبان بار دیگر با اشغال بدون مقاومت قابل توجه شهرهای اصلی، قدرت را تصاحب کرد. بهرغم وعدههای اولیه مبنی بر صدور حکومتی «اصلاحشده»، سیاستهای آن در زمینه محدودیتهای اجتماعی، حقوق زنان و انتخاب حاکمان ولایتی، بسیاری را نگران بازگشت عصر تاریکی دانست.
تاریخ گروه طالبان، نشان از پدیدهای پرهمهجانبه دارد؛ گروهی ریشهدار در بحرانهای اجتماعی، مسلح در قدرت و متکی به ساختار قومی و مذهبی. آینده افغانستان در گرو تنظیم روابط داخلی و همکاریهای بینالمللی خواهد بود تا از تکرار تلخی گذشته جلوگیری شود
















Leave a Reply