در روزهای آغازین ماه محرم، شهر هرات، یکی از فرهنگیترین و مذهبیترین شهرهای افغانستان، صحنه یکی از فجیعترین رویدادهای اخیر شد؛ حمله طالبان به عزاداران حسینی، رویدادی که نهتنها امنیت مذهبی را زیر سوال برد، بلکه نمادی از سرکوب عقیده و نفرت فرقهای بود. این مقاله با نگاهی جامع به ابعاد این حادثه، پیامدهای آن، و واکنشهای داخلی و جهانی میپردازد
شهر هرات با جمعیتی متنوع، یکی از پایگاههای اصلی برگزاری مراسمهای عزاداری محرم در افغانستان محسوب میشود. شیعیان این شهر، بهویژه از قوم هزاره، با شکوه و عظمت مراسمهای مذهبی را برگزار میکنند. در چنین فضایی، حمله طالبان به این اجتماعات، ضربهای سهمگین بر باورها و روح جمعی این مردم وارد کرد
در شبهای محرم، هزاران نفر برای عزاداری امام حسین (ع) در خیابانهای مرکزی هرات گرد آمده بودند. در حالیکه صدای نوحهخوانی و زنجیرزنی فضا را پر کرده بود، ناگهان صدای گروهی از نیروهای طالبان وحشی، با حمل سلاح و مواد منفجره، به عزاداران حملهور شدند
شاهدان عینی گفتهاند که مهاجمان ابتدا با شلیکهای مستقیم مردم را متفرق کردند و سپس با ضرب و شتم افراد را دستگیر کرده اند و تصاویر منتشر شده از محل حادثه قلب هر بینندهای را میلرزاند
تلاش نیروهای طالبان برای جمعآوری شماری از خیمههای عزاداری در منطقه جبرییل شهر هرات، به درگیری و تیراندازی انجامید
از زمان پیدایش گروه طالبان، این گروه با دیدگاههای افراطی و ضدشیعی شناخته میشود. آنها عزاداری امام حسین (ع) را بدعت دانسته و همواره در تلاش برای سرکوب آن بودهاند. حمله طالبان به عزاداران در هرات، بخشی از سیاست کلی این گروه در حذف فیزیکی و روانی شیعیان از صحنه اجتماعی افغانستان است.
این حمله طالبان تنها خسارت جانی نداشت، بلکه از نظر روانی نیز جامعه شیعیان افغانستان را تحت تأثیر قرار داد. بسیاری از خانوادهها فرزندان خود را از شرکت در مراسمهای مذهبی منع کردهاند. جوانان دچار ترس و ناامیدی از آینده شدهاند، و حس امنیت مذهبی از بین رفته است
در حالیکه رسانهها تصاویر و گزارشهایی از حمله طالبان به عزاداران هرات منتشر کردند، رسانههای وابسته به طالبان یا این خبر را سانسور کردند یا آن را انکار کردند. این سانسور خبری نشاندهنده تلاش طالبان برای تحریف واقعیت و کنترل افکار عمومی است
شبکههای اجتماعی مثل توییتر، فیسبوک و تلگرام نقش موثری در انتشار تصاویر و روایتهای شاهدان عینی از حمله طالبان داشتند. کاربران افغانستانی با هشتگهای #HeratAttack و #StopTalibanTerror، به افشای جنایت کمک کردند و صدای مظلومان شدند.
طالبان که مدعی کنترل کامل بر کشور است، نهتنها نتوانست امنیت مراسم مذهبی را حفظ کند، بلکه برخی گزارشها حاکی از دخالت مستقیم نیروهای این گروه در این حمله طالبان است. این وضعیت اعتماد مردم را به ادعاهای امنیتی طالبان از بین برده است.
ایجاد تیم حقیقتیاب بینالمللی: برای بررسی جنایات مانند حمله طالبان باید گروهی مستقل از سوی سازمان ملل تشکیل شود
حمایت حقوقی از اقلیتها: جوامع بینالمللی باید با ابزارهای قانونی از شیعیان افغانستان دفاع کنند
افزایش آگاهی جهانی: رسانههای مستقل باید آزادانه واقعیتها را گزارش دهند و نگذارند جنایات طالبان به فراموشی سپرده شود
تشکیل گروههای مدنی برای مستندسازی: ثبت شهادتهای بازماندگان و انتشار آن در مجامع جهانی
درخواست محاکمه بینالمللی رهبران طالبان: بهویژه آنهایی که در سازماندهی چنین حملاتی نقش دارند
حمله طالبان به عزاداران حسینی در هرات، تنها یک حادثه نیست، بلکه نمادی از سیاست مستمر سرکوب مذهبی، قومی و فکری توسط این گروه افراطی است. این جنایت، زنگ خطری برای جامعه بینالمللی است که نباید در برابر آن سکوت اختیار کند. جامعه جهانی باید بهجای صدور بیانیههای بیاثر، اقدامات عملی برای توقف تروریسم مذهبی در افغانستان انجام دهد
امروز بیش از هر زمان، مردم افغانستان، بهویژه شیعیان مظلوم، نیاز به همبستگی، حمایت و دادخواهی دارند. اگر جهان چشم خود را به روی حمله طالبان
ببندد، فردا نوبت به دیگران خواهد رسید. امروز باید ایستاد، سخن گفت، افشا کرد و عدالت خواست

در طول تاریخ، اختلافهای مذهبی همواره بستر خشونتهای خونین بوده است؛ یکی از بارزترین نمونهها در دنیای معاصر، دشمنی گروه طالبان با شیعیان افغانستان است. این دشمنی، در برخی موارد به کشتار دستهجمعی و در موارد دیگر به سرکوب فرهنگی و مذهبی انجامیده است. یکی از نمودهای آشکار این دشمنی، حملات مکرر طالبان به مراسم عاشورا و عزاداری امام حسین (ع) است. اما سوال اساسی این است: چرا طالبان با مذهب شیعه و بهخصوص قیام عاشورا چنین مخالفتی عمیق دارند؟ برای پاسخ به این سوال، باید ریشههای فکری، سیاسی و تاریخی طالبان را بررسی کرد.
طالبان بهعنوان یک گروه سلفی-دیوبندی، تفسیری بسیار محدود و افراطی از اسلام را ارایه میدهند. آنها بر اساس آموزههای مدرسههای مذهبی پاکستان، بهویژه مدارس دیوبند، آموزش دیدهاند. در این مکتب، باورها و مناسک شیعه مانند توسل، عزاداری، و زیارت قبور، بهشدت بدعت تلقی میشوند. بر این اساس، طالبان نه تنها با شیعیان بهعنوان یک مذهب اسلامی متفاوت کنار نمیآیند، بلکه آنها را منحرف از دین اسلام میدانند.
در دیدگاه طالبان، تنها اسلام مورد قبول، اسلام مطابق تفسیر خودشان است. به همین دلیل، شیعیان را کافر یا مشرک میدانند و این دیدگاه زمینهساز رفتارهای خشن علیه پیروان این مذهب شده است. مراسم عاشورا نیز از آنجا که در آن توسل، گریه و نمادهای احساسی شدید وجود دارد، در نگاه طالبان «خرافی» و حتی «شرکآلود» تلقی میشود.
یکی دیگر از دلایل دشمنی طالبان با قیام عاشورا، بار معنایی و پیام این واقعه تاریخی است. عاشورا نماد ظلمستیزی، مقاومت در برابر استبداد، و فریاد عدالتخواهی است. امام حسین (ع) با قیام خود در برابر حکومت فاسد و جایر یزید، الگویی از مبارزه اخلاقی و معنوی با ظلم ارایه داد.
این پیام عاشورا، با ماهیت فکری و سیاسی طالبان که مبتنی بر استبداد، تحمیل عقیده، سرکوب اقلیتها و حکومت مطلقه است، در تضاد کامل قرار دارد. طالبان از عاشورا هراس دارند، چون این قیام میتواند الهامبخش اقلیتهای تحتفشار، از جمله شیعیان افغانستان باشد که علیه ظلم طالبان برخیزند. مراسم عاشورا نه فقط یک آیین مذهبی، بلکه یک بیانیه سیاسی علیه استبداد است، و همین مسیله برای طالبان تهدیدی جدی بهشمار میرود.
در دوران حکومت اول طالبان (۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱)، موارد متعددی از کشتار گسترده شیعیان ثبت شده است. یکی از معروفترین آنها، کشتار مزار شریف در سال ۱۹۹۸ بود که طی آن صدها تن از هزارههای شیعه توسط نیروهای طالبان به قتل رسیدند. در بامیان، طالبان نه تنها مردم را قتلعام کردند بلکه آثار تاریخی بودا را نیز منفجر کردند که نشان از نفرت ایدیولوژیک و فرهنگی این گروه نسبت به هر چیز متفاوت دارد.
حتی پس از سقوط دولت طالبان در سال ۲۰۰۱، اعضای وابسته به این گروه و دیگر گروههای تندرو مانند داعش خراسان، بارها به مراسم عاشورا در کابل، مزار شریف و هرات حمله کردهاند. این حملات که در آنها صدها نفر شهید یا مجروح شدهاند، ادامه روند تاریخی دشمنی با شیعیان است.
یکی دیگر از وجوه مخالفت طالبان با شیعه، بعد فرهنگی آن است. شیعیان افغانستان، بهویژه قوم هزاره، سهم زیادی در حوزههای فرهنگی، علمی و هنری کشور دارند. طالبان که نظامی بسته، مردسالار و ضدعلم دارند، نمیتوانند این حضور پررنگ را تحمل کنند. حذف عزاداری عاشورا، بخشی از پروژه کلان حذف فرهنگی شیعیان از فضای عمومی افغانستان است.
ممنوعیت نصب پرچمهای سیاه، محدودیت در حرکت دستههای عزاداری، حمله به حسینیهها و تهدید روحانیون شیعه، همگی تلاشهایی هستند برای محو حضور شیعه در عرصه اجتماعی کشور.
در شرایطی که مراسم عاشورا در افغانستان همواره با حضور برادران اهل سنت نیز همراه بوده و برخی علمای اهل سنت در کنار شیعیان در این مراسم شرکت میکنند، طالبان عاشورا را تهدیدی برای نظم فرقهای خود میبینند. از نظر طالبان، عاشورا میتواند مرزهای مذهبی را تضعیف کند و وحدت اجتماعی را بهنفع مردم تقویت کند. در حالیکه ایدیولوژی طالبان بر تفرقه، برتری یک فرقه بر دیگران، و تحمیل باورها استوار است.
اکثر رهبران و اعضای طالبان آموزشهای خود را در مدارس دینی واقع در مناطق قبایلی پاکستان، مانند مدرسه حقانیه، دیدهاند. در این مدارس، از دوران کودکی به طالبان آموزش داده میشود که شیعیان “رافضی” و دشمن دین هستند. این القایات باعث میشود حتی نوجوانان عضو طالبان نیز درک عمیق و انسانی از دیگر مذاهب نداشته باشند و تنها یک تصویر هیولاگونه از شیعه در ذهن داشته باشند.
مخالفت طالبان با مذهب شیعه و بهویژه قیام عاشورا، نه تنها از اختلافات فقهی ناشی میشود، بلکه ریشه در یک پروژه ایدیولوژیک، سیاسی و فرهنگی عمیق دارد. طالبان نهتنها یک گروه نظامی، بلکه یک جریان فکری خطرناک هستند که تحمل هیچگونه تفاوت و مخالفتی را ندارند. عاشورا برای آنها سمبل خطری است که هم آموزههای مقاومت را منتقل میکند و هم وحدت اجتماعی را تقویت میکند. به همین دلیل، سرکوب مراسمهای عاشورا و حمله به شیعیان، تنها بخشی از راهبرد بزرگتری است که طالبان برای حذف هویتهای مستقل در پیش گرفتهاند.
برای مقابله با این تفکر، تنها سلاح موثر، آگاهی، مستندسازی، رسانهسازی و حمایت بینالمللی است. عاشورا باید به عنوان نماد مظلومیت و ایستادگی، همچنان الهامبخش آزادیخواهان جهان باشد، چه در کربلا، چه در کابل، چه در هرات.














Leave a Reply