در روزهای اخیر، منابع محلی در ولایت قندهار افغانستان گزارش دادهاند که حدود ۱۴۰ نفر از شهروندان این ولایت، از جمله ۱۴ دکاندار و افراد عادی، به اتهام «تراشیدن ریش» توسط نیروهای امر به معروف و نهی از منکر طالبان بازداشت و زندانی شدهاند. این اقدام که بدون هیچ روند قانونی و فقط بر اساس برداشت گروه طالبان از مفاهیم دینی انجام شده است، بار دیگر نگرانیهای فزایندهای را درباره وضعیت حقوق بشر و آزادیهای فردی در افغانستان تحت سلطه طالبان برانگیخته است
براساس گفتههای منابع محلی، این بازداشتها از روز گذشته آغاز شده و تا کنون ادامه دارد. نیروهای طالبان با استفاده از زور، بازداشتشدگان را به زور سوار موتر (وسیله نقلیه) کرده و مستقیماً به زندان سرپوزه در قندهار منتقل کردهاند. برخی از منابع میگویند که شرایط در این زندان به شدت غیرانسانی و تحقیرآمیز بوده است
عبدالرحمان، یکی از افرادی که به دلیل تراشیدن ریش بازداشت شده بود، به رسانهها گفت: شرایط محل نگهداری من مناسب نبود؛ نه جای خواب داشتیم، نه غذای کافی. حتی با کشیدن موهایمان تحقیر میشدیم. این نه اسلام است و نه انسانیت
علاوه بر ولایت قندهار، گزارشهایی از بازداشت افراد در ولایت هرات نیز دریافت شده است. به گفته منابع، نیروهای طالبان در مناطق پر رفتوآمدی چون بازار هرات، چوک احمد ولی خان، دروازه عیدگان، چوک مدد و چهار سو اقدام به بازداشت شهروندانی کردهاند که یا ریش خود را تراشیده بودند یا به نماز جماعت حضور نداشتند
این روند نشان از گسترش دامنه اقدامات سرکوبگرایانه طالبان در ولایتهای مختلف کشور دارد. نگرانی عمده این است که این اقدامات محدود به تراشیدن ریش نباشد، بلکه بهزودی شامل نحوه لباسپوشیدن، سبک زندگی، حتی عقاید مذهبی یا سیاسی افراد نیز شود.
پدیده بازداشت به دلیل تراشیدن ریش در دوران اول حاکمیت طالبان در دهه ۱۳۷۰ خورشیدی نیز مرسوم بود. در آن زمان، طالبان با تحمیل قوانین سختگیرانه و تفاسیر بسته و افراطی از اسلام، بسیاری از حقوق طبیعی و انسانی شهروندان را نقض کردند. اکنون، با بازگشت دوباره این گروه به قدرت، ترس بازگشت به همان وضعیت در میان مردم افغانستان به شدت افزایش یافته است.
اصطلاح «امر به معروف و نهی از منکر» یکی از مفاهیم دینی در اسلام است که به معنای ترویج خوبیها و نهی از کارهای زشت و ناپسند است. اما برداشت طالبان از این مفهوم بسیار افراطی، محدود و ابزاری است
در حالیکه در اسلام، اصل بر نصیحت با مهربانی، احترام به کرامت انسانی و عدم اجبار است، طالبان با استفاده از این شعار دینی، بهانهای برای دخالت در زندگی شخصی مردم یافتهاند. برخوردهای خشونتآمیز و بیرحمانه با کسانی که سبک زندگی متفاوتی دارند، نه تنها با آموزههای اسلامی در تضاد است، بلکه نشاندهنده سوءاستفاده آشکار از دین برای تحکیم قدرت سیاسی است
اقدام طالبان در بازداشت افراد به دلیل تراشیدن ریش یا عدم شرکت در نماز جماعت، نقض آشکار چندین ماده از اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی است
برخی از این اصول شامل موارد زیر است
ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر انسانی حق دارد آزادی اندیشه، وجدان و دین داشته باشد
ماده ۱۹: حق آزادی بیان، شامل آزادی در داشتن نظرات بدون دخالت و جستجو، دریافت و انتقال اطلاعات و ایدهها
ماده ۹: هیچکس نباید به طور خودسرانه دستگیر، بازداشت یا تبعید شود
بازداشت افراد صرفاً به دلیل نوع ظاهر، نقض صریح همه این اصول است و نشان میدهد که حاکمیت طالبان هیچ التزامی به حقوق بشر ندارد
بازداشت و تحقیر افراد به دلیل مسایل شخصی مانند ریش، تأثیرات روانی و اجتماعی مخربی دارد. افراد بازداشتشده نه تنها دچار ترس، اضطراب و بیاعتمادی نسبت به نظام حاکم میشوند، بلکه روابط اجتماعی آنان نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. دکاندارانی که بازداشت شدهاند، ممکن است مشتریان خود را از دست دهند. مردم به یکدیگر مشکوک میشوند و فضای جامعه به سمت ترس و بیاعتمادی حرکت میکند
همچنین، برخوردهای خشن با ظاهر افراد باعث سرکوب خلاقیت، فردیت و تفاوتهای اجتماعی میشود. جامعهای که در آن افراد نتوانند آزادانه ظاهر خود را انتخاب کنند، جامعهای مرده از نظر فرهنگی و فکری خواهد بود
نکته تلخ این ماجرا، سکوت جامعه جهانی نسبت به این رفتارهای وحشیانه است. در حالیکه سازمان ملل، اتحادیه اروپا و نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به وضعیت زنان در افغانستان اعتراض کردهاند، اما اقدامات سرکوبگرانه علیه مردان، بویژه بازداشتهای بیدلیل به دلیل ظاهر، کمتر مورد توجه قرار گرفته است
این وضعیت نشان میدهد که بحران حقوق بشر در افغانستان فراگیر است و همه اقشار جامعه، صرفنظر از جنسیت، در معرض نقض حقوق انسانی خود هستند
طالبان برخاسته از یک تفسیر خاص، قشری و افراطی از اسلام هستند. آنان به جای تأکید بر روح اسلام که محبت، اخلاق، آزادی و عدالت است، بیشتر بر نمادها، ظواهر و اجبار تمرکز دارند. کنترل بر ظاهر افراد، یکی از ابزارهای کنترل بر ذهن و رفتار آنان است. وقتی که یک حکومت بتواند شما را مجبور به نگهداری ریش یا حضور در نماز جماعت کند، به زودی میتواند افکارتان را نیز کنترل کند
با ادامه چنین رفتارهایی، بسیاری از مردم افغانستان ناامیدانه سکوت کردهاند، اما برخی نیز به تدریج نشانههایی از نارضایتی نشان میدهند. هرچند اعتراضهای خیابانی در شرایط سرکوب ممکن نیست، اما نافرمانیهای مدنی، فرار از کشور، یا حتی امتناع از همکاری با نظام طالبان نشانههایی از مقاومت مردم است
در درازمدت، این فشارها میتواند به جنبشهای اعتراضی گستردهتری منجر شود. حکومتهایی که با زور و اجبار بر مردم حکومت میکنند، پایدار نخواهند ماند. تاریخ افغانستان مملو از قیامها و انقلابهایی است که در واکنش به ظلم و سرکوب شکل گرفتهاند
بازداشت ۱۴۰ نفر به دلیل تراشیدن ریش نه تنها یک خبر تلخ و ناراحتکننده است، بلکه هشداری است برای همه ما. این واقعه نشان میدهد که طالبان به هیچوجه تغییر نکردهاند و همچنان همان گروهی هستند که در دهه ۷۰ خورشیدی، زنان را از تحصیل محروم کردند، مردان را به زور وادار به ریش گذاشتن کردند و هر نوع آزادی را از بین بردند
سکوت در برابر اینگونه رفتارها، زمینهساز تکرار آن در آینده خواهد بود. مردم افغانستان، فعالان حقوق بشر، رسانهها، سازمانهای بینالمللی و دولتهای جهان باید بهطور جدی به این موضوع واکنش نشان دهند و نگذارند که مردم یک کشور قربانی افراطگرایی و استبداد شوند
افزایش مستندسازی و گزارشدهی: رسانهها باید وقایع مشابه را بهطور کامل و دقیق مستندسازی کنند تا صدای مردم افغانستان خاموش نماند
فشارهای بینالمللی: کشورهای جهان نباید طالبان را به رسمیت بشناسند تا زمانیکه به حقوق بشر احترام بگذارد
حمایت از فعالان مدنی داخل افغانستان: نیاز است تا بسترهای امنی برای کنشگران اجتماعی در داخل کشور فراهم شود تا بتوانند بدون خطر جان، حقایق را بازگو کنند
آموزش جامعه جهانی: بسیاری از مردم دنیا هنوز درک درستی از وضعیت افغانستان ندارند. باید تلاش کرد با ترجمه، پادکست، ویدیو و محتواهای دیگر، این واقعیتها را به جهان نشان داد

تراشیدن ریش یکی از مسایل فقهی است که در طول تاریخ مورد توجه عالمان دینی در مذاهب مختلف اسلامی قرار داشته است. برخی این کار را واجب و برخی دیگر مکروه یا حتی جایز میدانند. در این مقاله، دیدگاههای فقهی مذاهب چهارگانه اهل سنت (حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی) و مذهب شیعه امامیه درباره حکم تراشیدن ریش بررسی میشود و با نگاهی جامعتر به ابعاد تاریخی و اجتماعی آن نیز پرداخته میشود.
در منابع اسلامی، ریش به عنوان نشانهای از مردانگی و وقار تلقی شده و احادیث متعددی درباره نگهداری آن وارد شده است. مشهورترین روایت در این زمینه حدیثی از پیامبر اسلام (ص) است که میفرماید:
«خالفوا المجوس، وفروا اللحى وأحفوا الشوارب»
«با مجوس مخالفت کنید، ریشها را بلند و سبیلها را کوتاه کنید.» (صحیح بخاری و مسلم)
از این حدیث و احادیث مشابه، فقهاء برداشتهای متفاوتی داشتهاند که باعث تفاوت نظر میان مذاهب اسلامی شده است.
فقه حنفی که از رایجترین مذاهب در میان مسلمانان آسیای مرکزی، افغانستان، پاکستان، هند و ترکیه است، نگهداری ریش را واجب و تراشیدن کامل آن را حرام میداند. بر اساس نظر امام ابوحنیفه و بیشتر فقهای این مذهب، کوتاه کردن ریش تا حدی که از یک قبضه (حدود چهار انگشت) کمتر شود نیز جایز نیست.
به عبارت دیگر، در فقه حنفی، نگهداری ریش به اندازه یک قبضه واجب است، و تراشیدن یا کوتاهتر کردن آن از این مقدار، معصیت محسوب میشود. بسیاری از فقهای حنفی، مانند ابن عابدین، حتی تراشیدن ریش را تشبّه به کفار و خلاف سنت پیامبر میدانند.
در فقه شافعی، نگهداری ریش مستحب موکد دانسته میشود، اما تراشیدن آن مکروه است، نه حرام. فقهای شافعی بیشتر بر جنبهی اخلاقی و سنتی این عمل تاکید دارند تا جنبهی الزامآور.
برای مثال، امام نووی در کتاب معروف خود «روضه الطالبین» آورده است که تراشیدن ریش مکروه است و بهتر است مسلمانان به سنت پیامبر در نگهداری ریش پایبند بمانند. با این حال، اگر فردی بنا به دلایل شخصی، پزشکی یا اجتماعی ریش خود را بتراشد، این عمل موجب گناه قطعی از نظر مذهب شافعی نمیشود.
فقهای مالکی، مانند فقهای حنفی، نگهداری ریش را واجب میدانند و تراشیدن کامل آن را حرام تلقی میکنند. در نظر آنان، این عمل از سنتهای قطعی پیامبر اسلام (ص) است و تخطی از آن جایز نیست.
امام مالک معتقد بود که تراشیدن ریش از تشبه به غیر مسلمانان و خلاف مروّت است و باید از آن اجتناب شود. البته برخی از فقهای مالکی با ملایمت بیشتری به موضوع نگاه کردهاند و در موارد خاص آن را مجاز دانستهاند.
مذهب حنبلی نیز مانند حنفی و مالکی، حکم به حرمت تراشیدن ریش داده است. ابن قدامه، یکی از فقهای برجسته حنبلی، در کتاب “المغنی” مینویسد که نگهداری ریش واجب است و تراشیدن آن حرام است، چرا که مخالفت با دستور پیامبر و تشبه به کفار محسوب میشود
فقهای حنبلی اکثراً سختگیرتر از مذاهب دیگر در این مسیله هستند و از حکومت اسلامی نیز انتظار دارند که با افرادی که ریش خود را میتراشند برخورد کند. این دیدگاه، بویژه در عربستان سعودی و برخی کشورهای تحت نفوذ وهابیت رایج بوده است
در فقه شیعه امامیه، نگهداری ریش مستحب و تراشیدن آن مکروه شمرده میشود، نه حرام. آیات عظام شیعه معتقدند که حفظ ریش مستحب شرعی است، اما اگر کسی ریش خود را بتراشد، گناهکار نیست
برای مثال، آیتالله العظمی سید علی سیستانی در پاسخ به سوال درباره تراشیدن ریش میفرماید:
«تراشیدن ریش احتیاطاً ترک شود، ولی حرمت قطعی ندارد»
همچنین آیتالله خمینی در تحریر الوسیله تصریح کردهاند که تراشیدن ریش مکروه است، مگر در حالاتی که عرفاً موجب توهین یا بیاحترامی شود. این دیدگاه، انعطافپذیرتر و نزدیک به دیدگاه شافعیان است
در طول تاریخ اسلامی، ریش نماد دیانت، وقار، مردانگی و موقعیت اجتماعی محسوب میشده است. بیشتر خلفا، علما و عارفان مسلمان، ریش بلندی داشتند و این ظاهر با سنت دینی گره خورده بود. با این حال، در دورههای مختلف، به ویژه در عصر تجدد و تعامل با غرب، برخی از مسلمانان ترجیح دادند ظاهر خود را تغییر دهند
در دوران حکومتهای سکولار مانند جمهوری ترکیه در زمان آتاتورک، یا در دوره سلطنت پهلوی در ایران، تراشیدن ریش و ظاهر مدرن نوعی نشانه تجدد و تمدن محسوب میشد. اما در مقابل، گروههای سلفی و افراطی، ریش را نشانه وفاداری به دین و اجرای شریعت میدانستند و گاهی آن را به اجبار تحمیل میکردند
با توجه به دیدگاههای مختلف مذاهب اسلامی درباره تراشیدن ریش، میتوان گفت
در مذاهب حنفی، مالکی و حنبلی، تراشیدن ریش غالباً حرام است
در مذهب شافعی و شیعه امامیه، تراشیدن ریش مکروه یا در برخی شرایط جایز دانسته شده است
هیچیک از مذاهب اصلی اسلام، تراشیدن ریش را واجب نمیدانند
اختلاف نظر علما به ما میگوید که این مسیله فقهی، جای اجتهاد و تأمل دارد، و نمیتوان با قاطعیت، آن را مستوجب مجازات یا برخورد سخت دانست
اسلام دینی است که بر اساس نیت، اخلاق، و عمل بنا شده، نه صرفاً ظاهر. هرچند حفظ سنتهای ظاهری مهم است، اما تحمیل آن با اجبار، زندان یا خشونت، با روح اسلام و عقلانیت دینی ناسازگار است.
در دنیای امروز که انسانها با سبکهای مختلف زندگی، در حال تعامل هستند، بهتر است نگاه به مسایل ظاهری با عقلانیت، مدارا و احترام به تفاوتها همراه باشد. سنت را باید حفظ کرد، اما با محبت، نه با شلاق
















Leave a Reply