طالبان پس از تصرف کابل اعلام کردند که همه افغانهایی که با دولت پیشین یا نیروهای خارجی همکاری کردهاند، مورد عفو عمومی قرار میگیرند و میتوانند بدون ترس به کشور بازگردند. این وعدهها عمدتاً برای جلب حمایت داخلی و مشروعیتبخشی به حکومت جدید بیان شد.
با این حال، گزارشهای سازمانهای حقوق بشری و رسانههای مستقل از نقض مکرر حقوق بازگشتکنندگان حکایت دارد. نمونههایی از بازداشت، شکنجه و حتی اعدام کسانی که با خارجیها همکاری کردهاند، وجود دارد. این تضاد میان شعارهای طالبان و عملکرد واقعی آنها، باعث ترس و بیاعتمادی شدید در میان افغانها شده است.
یکی از اولین موانع برای بازگشتکنندگان، مواجهه با نیروهای اطلاعاتی طالبان است. بازگشتکنندگان معمولاً تحت نظر قرار میگیرند و بازجوییهای سخت و طولانی درباره نوع همکاری با خارجیها انجام میشود. این بازجوییها گاه به صورت خصوصی و گاه به صورت عمومی انجام شده و هدف آن شناسایی افراد دخیل در فعالیتهای نظامی، اطلاعاتی یا رسانهای است.
طالبان معمولاً هرگونه همکاری با نیروهای خارجی را به عنوان «خیانت» تلقی میکنند. حتی کسانی که نقشهای غیرنظامی یا بشردوستانه داشتهاند نیز ممکن است به اتهام جاسوسی متهم شوند. این اتهامات میتواند منجر به بازداشت، محاکمههای غیرعادلانه و مجازاتهای شدید شود.
گزارشهای متعددی از بازداشتهای خودسرانه و شکنجه بازگشتکنندگان منتشر شده است. برخی افراد پس از بازگشت ناپدید شدهاند یا تحت شکنجههای جسمی و روانی قرار گرفتهاند تا به اعتراف یا فاش کردن اطلاعات دیگران مجبور شوند.
گاهی اوقات طالبان خانواده بازگشتکنندگان را تحت فشار قرار میدهند تا آنها را به همکاری با نیروهای امنیتی یا اطلاعاتی طالبان وادار کنند. این امر سبب ایجاد ترس و وحشت در بین خانوادهها و جامعه شده است.
مترجمان و همراهان نیروهای ناتو و آمریکا یکی از گروههای اصلی هدف طالبان هستند. پس از خروج نیروهای خارجی، بسیاری از این افراد که در کشورهای همسایه مانند پاکستان یا ایران پناه گرفته بودند، به دلایل مختلفی مجبور به بازگشت به افغانستان شدند. برخی از آنها در هنگام بازگشت بازداشت شدند و برخی نیز تحت فشار شدید زندگی میکنند.
به عنوان مثال، «رحمتالله»، مترجم سابق نیروهای آمریکایی، پس از بازگشت از پاکستان، در کابل بازداشت شد و به اتهام جاسوسی تحت شکنجه قرار گرفت. وی پس از چند ماه توانست با کمک فعالان حقوق بشر از زندان آزاد شود، اما همچنان تحت نظارت شدید است و امکان زندگی آزادانه ندارد.
بسیاری از کارکنان سازمانهای غیر دولتی که در حوزههای پزشکی، آموزش و حقوق بشر فعال بودند، پس از روی کار آمدن طالبان با محدودیتهای شدید مواجه شدند. «سارا»، یک زن فعال در حوزه آموزش دختران و کارکن سازمانی در کابل، پس از بازگشت از مهاجرت، اجازه فعالیت مجدد ندارد و همواره تحت فشار و تهدید قرار گرفته است.
خبرنگارانی که با رسانههای بینالمللی همکاری داشتند، به شدت هدف سرکوب و تهدید قرار گرفتهاند. «کریمالله»، خبرنگار آزاد، پس از بازگشت از تبعید مجبور به مخفی شدن شد و خانوادهاش تحت فشار طالبان قرار گرفتند. برخی خبرنگاران به خارج از کشور مهاجرت مجدد کردند تا جان خود را نجات دهند.
بازگشت به افغانستان تحت حکومت طالبان برای کسانی که با خارجیها همکاری کردهاند، تنها یک خطر جسمی نیست؛ بلکه آسیبهای روانی و اجتماعی فراوانی به دنبال دارد. زندگی در شرایط ترس دایمی، بازداشتهای احتمالی، نگرانی برای خانواده و طرد اجتماعی، موجب بروز اضطراب، افسردگی و حتی اختلالات روانی مزمن میشود.
از سوی دیگر، برچسب «همکار خارجی» بودن در جامعه باعث انزوای فرد و کاهش فرصتهای شغلی و اجتماعی او میشود و به این ترتیب زمینههای فشار روانی بیشتر فراهم میشود.
جامعه بینالمللی باید مسیولیت حفاظت از افغانهایی را که با مأموریتهای خارجی همکاری داشتهاند، به طور جدی بپذیرد. برنامههای تخلیه اضطراری، اسکان مجدد در کشورهای ثالث و حمایت حقوقی و مالی از این افراد باید در اولویت باشد.
کشورهای همسایه نیز باید از بازگرداندن اجباری این افراد به افغانستان خودداری کنند و مسیرهای قانونی و انسانی برای حمایت از آنها ایجاد نمایند.
بازگشت افغانهایی که با خارجیها همکاری کردهاند به افغانستان تحت کنترل طالبان پرخطر و پرمخاطره است. با وجود وعدههای عفو عمومی، واقعیتهای میدانی حکایت از نقض گسترده حقوق این افراد دارد. بازداشتهای خودسرانه، شکنجه، اتهامات سنگین و تهدید خانوادهها از مهمترین چالشهایی است که بازگشتکنندگان با آن روبرو هستند. جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری باید با همکاری یکدیگر تلاش کنند تا این افراد را حمایت کرده و مسیرهای امنی برای زندگی آزادانه و انسانی آنها فراهم کنند. تصمیم به بازگشت در چنین شرایطی نیازمند دقت بسیار، برنامهریزی و حمایت گسترده است.







Leave a Reply